وریز وجوهات
یکی از وقایع مهمّی که در ماه مبارک رمضان اتّفاق افتاد، غزوه‌ی بدر بود که بنا به نقلی در هفدهم این ماه در سال دوّم هجرت، به وقوع پیوست.(1) يكي از پيروزي‌هاي بسيار چشمگير و با عظمت و اهميّت تاريخ اسلام، پيروزي مسلمانان در زير پرچم توحيد و فرماندهي...
دوشنبه: 5 / 04 / 1396 ( )

تربيت يزيد

علايلي مي‎گويد: نشو و نماي يزيد و تربيتش مسيحي بود يا به مسيحيت نزديك‌تر بود تا به اسلام (سپس مي‎گويد):

شايد غريب به نظر آيد اگر تربيت يزيد را مسيحي بدانيم به‌طوري‌كه از تربيت اسلامي و آشنايي او به عرف اسلام بسيار دور باشد، و شايد خواننده از آن تعجّب كند ولي تعجّب ندارد هرگاه بدانيم كه يزيد ازطرف مادر از بني‌كلب است كه پيش از اسلام دين مسيحي داشتند، و از بديهيات علم‌الاجتماع اين است كه ريشه‌كن ساختن عقايدي كه جامعه‎اي داشته، و آن عقايد در عرف و عادت آنها اثر گذاشته محتاج به گذشت زمان و طول مدت است.

يزيد در چنين قبيله‎اي كه هنوز افكار و عادات مسيحيت را پشت‌ سر نگذاشته بود تربيت شد؛ علاوه‌براين بنا به نظر طايفه‎اي از مورخين بعضي از استادان يزيد مسيحي بوده، و سوء تأثير چنين تربيتي در كسي كه زمامدار امور مسلمين باشد معلوم است.

و به همين جهت بود كه يزيد، مسيحيان را به خود نزديك كرد، و برخلاف دستور قرآن:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى‏ أَوْلِيَاءَ﴾[1]

به آنها اعتماد كرد و آنان را از خواص و محرم اسرار حكومت كرده بود و به‌قدري به آنها اطمينان داشت كه تربيت فرزندش خالد را به‌اتّفاق مورخين به يك نفر مسيحي واگذار كرد و همچنين با اخطل، شاعر نصراني روابط صميمانه داشت، و او را به هجو انصار پيغمبر‌(ص)  واداشت، و رابطه‎اش با اخطل چنان گرم بود كه وقتي مرد، يزيد برايش مرثيه گفت.

 

تمام اين دقايق تاريخي شهادت مي‎دهد كه يزيد از تربيت اسلامي محروم بود و مانند بعضي از غرب‌زدگان زمان ما شديداً تحت‌تأثير عادات بيگانگان بود. رقص، اشتغال به غنا و لهو، ميگساري، سگ‌بازي همه از عادات مسيحي‎ها بود كه يزيد در تحت‌تأثير آن تربيت فاسد، به آن معتاد شد، و شعائر اسلام را محترم نمي‎شمرد و علناً مرتكب اين معاصي مي‎گشت، و به خاندان رسالت، و به مقام روحاني و معنوي حسين‌‌(علیه‌السلام)  اعتنا و توجّه نمي‎كرد.

پس عجب نيست اگر جمعي از مورخين نقل كرده‎اند كه يزيد قواي مسلمين را از فتح يونان و قبرس باز گرداند، و در مقابل مبالغي اموال گرفت؛ زيرا براي يزيد فتح اسلامي معنايي نداشت.[2]

يزيد در كارها با مسيحي‎ها و بيگانگاني چون سرجون رومي مشورت مي‎كرد، و رأي آنها را به‌كار مي‎بست، و (چنانچه گفته شد) عبيدالله بن زياد را به استانداري كوفه نيز با مشورت سرجون انتخاب كرد.[3]

علاوه‌بر اين تربيت، يزيد يك تربيت باديه‎اي نيز داشت كه از آن هم كمتر از عادات نكوهيده‎اي كه در تربيت مسيحي فراگرفته بود متأثر نبود، چنانچه مي‎دانيم معاويه ناچار شد با مادر يزيد متاركه نمايد، و او را به باديه فرستاد، و يزيد در باديه متولد شد، و هرچند علت اين متاركه را بعضي كراهت ميسون از زندگي شهري در آن كاخ مجلل، و كنيزكان زيبا و فرش‌هاي گران‌بها و ظروف طلا و نقره دانسته‎اند؛ ولي آيا واقعاً علت اين متاركه اين بود يا علت همان علاقه به غلام پدرش بود، كه چون بر عشق او توانايي شكيب نداشت؛ اشعار مي‎خواند و بي‎تابي مي‎كرد تا معاويه ناچار شد او را به همان محل دلخواهش فرستاد.

 


2. مائده، 51. «اي اهل ايمان! يهود و نصاري را به دوستي مگيريد».

[2]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص66 – 68.

[3]. ابن‌اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج3، ص268؛ محمد رضا، الحسن و الحسين سبطا رسول الله، ص84 ـ 85؛ حجة السعاده، ج2، ص6.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: