وریز وجوهات
صبح امروز، مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، رأی خود را برای انتخاب ریاست جمهوری اسلامی به صندوق ریختند، و فرمودند: ان‌شاء الله مملکت اسلامی ما تحت توجهات حضرت بقیة الله الأعظم عجّل الله تعالی فرجه الشریف از تمام خطرات،...
سه شنبه: 2 / 03 / 1396 ( )

تربيت يزيد

علايلي مي‎گويد: نشو و نماي يزيد و تربيتش مسيحي بود يا به مسيحيت نزديك‌تر بود تا به اسلام (سپس مي‎گويد):

شايد غريب به نظر آيد اگر تربيت يزيد را مسيحي بدانيم به‌طوري‌كه از تربيت اسلامي و آشنايي او به عرف اسلام بسيار دور باشد، و شايد خواننده از آن تعجّب كند ولي تعجّب ندارد هرگاه بدانيم كه يزيد ازطرف مادر از بني‌كلب است كه پيش از اسلام دين مسيحي داشتند، و از بديهيات علم‌الاجتماع اين است كه ريشه‌كن ساختن عقايدي كه جامعه‎اي داشته، و آن عقايد در عرف و عادت آنها اثر گذاشته محتاج به گذشت زمان و طول مدت است.

يزيد در چنين قبيله‎اي كه هنوز افكار و عادات مسيحيت را پشت‌ سر نگذاشته بود تربيت شد؛ علاوه‌براين بنا به نظر طايفه‎اي از مورخين بعضي از استادان يزيد مسيحي بوده، و سوء تأثير چنين تربيتي در كسي كه زمامدار امور مسلمين باشد معلوم است.

و به همين جهت بود كه يزيد، مسيحيان را به خود نزديك كرد، و برخلاف دستور قرآن:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى‏ أَوْلِيَاءَ﴾[1]

به آنها اعتماد كرد و آنان را از خواص و محرم اسرار حكومت كرده بود و به‌قدري به آنها اطمينان داشت كه تربيت فرزندش خالد را به‌اتّفاق مورخين به يك نفر مسيحي واگذار كرد و همچنين با اخطل، شاعر نصراني روابط صميمانه داشت، و او را به هجو انصار پيغمبر‌(ص)  واداشت، و رابطه‎اش با اخطل چنان گرم بود كه وقتي مرد، يزيد برايش مرثيه گفت.

 

تمام اين دقايق تاريخي شهادت مي‎دهد كه يزيد از تربيت اسلامي محروم بود و مانند بعضي از غرب‌زدگان زمان ما شديداً تحت‌تأثير عادات بيگانگان بود. رقص، اشتغال به غنا و لهو، ميگساري، سگ‌بازي همه از عادات مسيحي‎ها بود كه يزيد در تحت‌تأثير آن تربيت فاسد، به آن معتاد شد، و شعائر اسلام را محترم نمي‎شمرد و علناً مرتكب اين معاصي مي‎گشت، و به خاندان رسالت، و به مقام روحاني و معنوي حسين‌‌(علیه‌السلام)  اعتنا و توجّه نمي‎كرد.

پس عجب نيست اگر جمعي از مورخين نقل كرده‎اند كه يزيد قواي مسلمين را از فتح يونان و قبرس باز گرداند، و در مقابل مبالغي اموال گرفت؛ زيرا براي يزيد فتح اسلامي معنايي نداشت.[2]

يزيد در كارها با مسيحي‎ها و بيگانگاني چون سرجون رومي مشورت مي‎كرد، و رأي آنها را به‌كار مي‎بست، و (چنانچه گفته شد) عبيدالله بن زياد را به استانداري كوفه نيز با مشورت سرجون انتخاب كرد.[3]

علاوه‌بر اين تربيت، يزيد يك تربيت باديه‎اي نيز داشت كه از آن هم كمتر از عادات نكوهيده‎اي كه در تربيت مسيحي فراگرفته بود متأثر نبود، چنانچه مي‎دانيم معاويه ناچار شد با مادر يزيد متاركه نمايد، و او را به باديه فرستاد، و يزيد در باديه متولد شد، و هرچند علت اين متاركه را بعضي كراهت ميسون از زندگي شهري در آن كاخ مجلل، و كنيزكان زيبا و فرش‌هاي گران‌بها و ظروف طلا و نقره دانسته‎اند؛ ولي آيا واقعاً علت اين متاركه اين بود يا علت همان علاقه به غلام پدرش بود، كه چون بر عشق او توانايي شكيب نداشت؛ اشعار مي‎خواند و بي‎تابي مي‎كرد تا معاويه ناچار شد او را به همان محل دلخواهش فرستاد.

 


2. مائده، 51. «اي اهل ايمان! يهود و نصاري را به دوستي مگيريد».

[2]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص66 – 68.

[3]. ابن‌اثیر جزری، الكامل في التاريخ، ج3، ص268؛ محمد رضا، الحسن و الحسين سبطا رسول الله، ص84 ـ 85؛ حجة السعاده، ج2، ص6.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: