وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(1) اللهم صل علی محمّد و ال محمّد السلام علی مولانا المهدي صاحب الزّمان و معلن أحکام القرآن و باسط الأمن والأمان...
سه شنبه: 2 / 03 / 1396 ( )

نور چشمان زهرا

حسين ای همايون همای سعادت
فروغی ز نور تو خورشيد رخشان
تويی نور چشمان زهرا و حيدر
به‌پا از قيام تو شد پرچم دين
رهاندی تو اسلام از چنگ اعدا
جوانمردی و غيرت و همّت تو

الا اي ولی خدای يگانه
فدا كرد اندر ره دين و قرآن
گذشتی هم از اكبر و هم ز اصغر
ز ياران نامی و صَحْب گرامی
همه عاشقان وفا و حقیقت
همه دشمن ظلم و طغيان و عدوان

شعار همه بود الله اكبر
بنازم به آن همّت عالی تو
تو اعلام كردی به‌ آزادمردان
به‌ لطف تو دارند چشم شفاعت
فدای سر انور بی‌تن تو
به ‌قربان آن كودك شيرخوارت

اَيا مالک ملک حسن و معالی
از اين وضع دوران و از شدت دهر
سخن در جناب تو سربسته گويم
به (لطفی) ببخشی اگر هر دو عالم
نباشد مرا بيم از نار دوزخ

 

 

حسين ای شه ملك صبر و شهامت
ز دريای جود تو كوثر حكايت
گل احمر بوستان رسالت
نگون گشت اعلام كفر و ضلالت
فزوديش بر عزت و بر كرامت
ز ناموس دين كرد اَلحقّ حمايت
خداوند اقليم مجد و جلالت

جوانان و ياران به ‌كوی شهادت
ز عباس آن درّ بحر شجاعت
شهيدان شمشير اهل شقاوت
همه رهروان طريق ولايت
همه پيشتازان راه ديانت

مرام همه قطع نخل غوايت
به‌ آن صبر و ايمان و آن استقامت
كه مرگ است با سربلندی سعادت

عصاة محبّان به‌ روز قيامت
كه بر نيزه میكرد قرآن تلاوت
كه تير ستم كرد او را سقايت
اَيا معدن جود و فيض و سخاوت

مرا هست بر درگهت بس شكايت
كه اَبلَغ بود از صراحت كنايت
نباشد شگفت ای محيط كرامت
ببينی به من گر به‌ چشم عنايت
[1]
 

 


[1]. اشعار از مؤلف است.

نويسنده: