وریز وجوهات
اللّهم صلّ علي علي بن موسي الّرضا المرتضي الامام التّقيّ النّقيّ و حجتك علی من فوق الارض و من تحت الثّری الصدّيق الشّهيد صلوةً كثيرةً تآمّةً زاكيةً متواصلةً متواترةً مترادفة كافضل ما صلّيت علی احدٍ من اوليائك     اگر انسان در سخن...
دوشنبه: 30 / 05 / 1396 ( )

4ـ ادب و عاطفه امام‌حسين‌(علیه‌السلام)

حسين‌(علیه‌السلام)  در آداب اجتماعي و حسن معاشرت با دور و نزديك بلندپايه و بي‎نظير بود. عفو و گذشت از خصال آن حضرت بود.

جمال‌الدين محمد زرندي حنفي مدني روايت كرده از علي بن حسين زين‌العابدين از پدرش حسين‌(علیهما‌السلام) که گفت: شنيدم مي‎فرمود: اگر مردي به من دشنام دهد در اين گوش و به گوش راستش اشاره فرمود و عذر بياورد در گوش ديگرم عذر او را مي‎پذيرم براي اينكه اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  حديث كرد مرا كه شنيد، جدّم پيغمبر‌(ص)  فرمود:

«لَا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذْرَ مِنْ مُحِقٍّ أَو مُبْطِلٍ»؛[1]

«وارد حوض (كوثر) نمي‎شود كسي كه عذر را نپذيرد، خواه عذرآور حقّ بگويد يا باطل».

حسين‌(علیه‌السلام)  با فرزندان و بانوان و با كسان و اهل‌بيت خود در نهايت ادب، محبّت، رحمت، مهرباني و انس و مودّت زندگي مي‌کرد.

 

ابن‌قتيبه روايت كرده: مردي خدمت حضرت امام‌حسن‌(علیه‌السلام)  آمد، و از آن حضرت درخواست چيزي كرد. حضرت فرمود: «سؤال شايسته نيست مگر براي وام سنگين يا فقر خواركننده يا ديه و تاواني كه ادانكردن آن سبب رسوايي شود». عرض كرد: نيامدم به خدمت شما مگر براي يكي از آنها. حضرت فرمان داد صد دينار به او دادند.

سپس آن مرد خدمت حسين‌(علیه‌السلام)  رفت و از آن حضرت نيز سؤال كرد، حسين‌(علیه‌السلام)  هم همان سخن برادرش را به او فرمود و همان پاسخ را شنيد، سپس پرسيد، برادرم به تو چقدر داد؟ عرض كرد. صد دينار. حسين‌(علیه‌السلام)  نودونه دينار به او عطا كرد؛ زيرا نخواست با برادرش برابري كرده باشد.[2]

ياقوت مستعصمي از انس روايت كرده كه گفت: در خدمت حسين‌(علیه‌السلام)  بودم، كنيزكي دسته‌گلي براي آن حضرت آورد، حسين‌(علیه‌السلام)  فرمود:

«أَنْتِ حُرّةٌ لِوَجْهِ اللهِ تَعَالَی»؛

«تو براي خدا آزادي».

گفتم: كنيزكي يك دسته‌گل برايت آورده او را آزاد مي‎كني؟ فرمود: اين‌چنين خدا به ما ادب آموخته است كه فرمود:

﴿وَ إِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْرُدُّوهَا﴾[3]

و نيكوتر از اين دسته‌گل آزادساختن او بود.[4]

عقّاد بعد از آنكه اين شعر را از آن حضرت نقل كرده است:

لَعَمْرُكَ إِنَّنِي لأَحَبُّ دَاراً
اُحِبُّهُمَا وَأَبْذُلُ جُلَّ مَالِي
 

 

تَكُونُ بِهَا سَكَيْنَةُ وَالرُّبَابُ
وَلَيْسَ لِعَاتِبٍ عِنْدِي عِتَابُ
 

 

«به جان تو سوگند! آن خانه‎اي را كه سكينه و رباب در آن باشند دوست دارم. آن دو را دوست دارم و بيشتر مالم را نثار آنان مي‎كنم و كسي نمي‎تواند مرا بر اين دوستي ملامت كند».

مي‎گويد: حسين‌(علیه‌السلام)  از آن كسان بود كه به فرزندان خود محكم‎ترين علائق مهر و محبّت را دارا هستند، و عواطف آنها نسبت به همسرانشان بهترين و نيرومندترين عواطف است.

سپس مي‎گويد: از وفاي همسرانش بعد از شهادت آن حضرت اين است كه: رباب (همان بانويي كه نامش در اين دو شعر برده شده) ازطرف رجال و بزرگان قريش خواستگاري شد، نپذيرفت، و گفت:

مَا كُنْتُ لِأَتَّخِذَ حَماً بَعْدَ رَسُولِ اللهِ؛

پس از اين شرافت و افتخار بزرگ كه پدر شوهري چون رسول خدا يافتم، كسي را به پدر شوهري انتخاب نمي‎كنم.

و تا يك سال در زير سقفي منزل نكرد، و تا وفات كرد گريه و اندوه او كم نشد.

 

[1]. زرندي، نظم دررالسمطين، ص209.

[2]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص152.

[3]. نساء، 86. «هرگاه كسي شما را ستايش كند، شما نيز بايد در مقابل به ستايشي بهتر از آن، يا مانند آن، پاسخ دهيد».

[4]. علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص159؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص145.

نويسنده: