وریز وجوهات
▪️العلماء باقون ما بقی الدهر ▪️   از ماتم ارتحال شخصیتی بزرگ، فقیهی عالیقدر و مرجعی ولایی، که در خدمت به اسلام و تلاش در اعلای کلمه دین و امر به معروف و نهی از منکر و در یک کلمه‌ی جامع، نوکری خالص به آقایش حضرت بقیة مولانا المهدی ارواح...
پنجشنبه: 27/مهر/1396 (الخميس: 28/محرم/1439)

شرايط وضو

شرايط صحيح‌بودن وضو سيزده چيز است:

شرط اول ـ آن كه آب وضو پاك باشد.

شرط دوم ـ آن كه مطلق باشد.

مسأله271. وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است، اگر چه انسان نجس‌بودن يا مضاف‌بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد، و اگر با آن وضو نمازي هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوي صحيح بخواند.

مسأله272. اگر غير از آب گل‎آلود مضاف، آب ديگري براي وضو ندارد، چنان‌چه وقت نماز تنگ است، بايد تيمم كند، و اگر وقت دارد، احتياط واجب آن است كه صبر كند تا آب صاف شود و وضو بگيرد.

شرط سوم ـ آن كه آب وضو و فضايي كه در آن وضو مي‎گيرد مباح باشد.

مسأله273. وضو با آب غصبي و با آبي كه معلوم نيست صاحب آن راضي است يا نه، حرام و باطل است؛ و نيز اگر آب وضو از صورت و دست‎ها در جاي غصبي بريزد، چنان‌چه

 

در غير آنجا نتواند وضو بگيرد، وضوي او باطل مي‎باشد و اگر در غير آنجا بتواند وضو بگيرد وضو صحيح است.

مسأله274. وضوگرفتن از حوض مدرسه‎اي كه انسان نمي‎داند آن حوض را براي همه مردم وقف كرده‎اند يا براي محصلين همان مدرسه، در صورتي كه از وضوي مردم از آب آن اطمينان به عموم وقفيت آن پيدا شود، اشكال ندارد.

مسأله275. اگر معلوم باشد كه حوض مسجدي اختصاص به نمازگزار در آن مسجد دارد، كسي كه نمي‎خواهد در آن مسجد نماز بخواند، نمي‎تواند در آن حوض وضو بگيرد، و اگر اختصاص هم معلوم نباشد، احوط اين است كه از آن وضو نگيرد مگر اين كه از وضوي كساني كه نمي‎خواهند در آن مسجد نماز بخوانند و به طور معمول از آن وضو مي‎گيرند اطمينان به عدم اختصاص حاصل شود.

مسأله276. وضو گرفتن از حوض تيمچه و مسافرخانه و مانند اين‌ها براي كساني كه ساكن آنجاها نيستند، با علم به رضايت صاحبان آن صحيح است. هر چند علم به رضايت، از وضوگرفتن كساني كه در آنجاها ساكن نيستند و ممانعت‌نكردن صاحبان آن‌ها، حاصل شود.

مسأله277. وضوگرفتن در نهرهاي بزرگ اگر چه انسان نداند كه صاحبان آن‌ها راضي هستند اشكال ندارد، ولي اگر صاحبان آن‌ها از وضوگرفتن نهي كنند، احتياط واجب آن است كه با آب آن‌ها وضو نگيرد.

مسأله278. اگر فراموش كند آب غصبي است و با آن وضو بگيرد صحيح است، ولي كسي كه خودش آب را غصب كرده، اگر غصبي‌بودن آن را فراموش كند و وضو بگيرد، بنابر احتياط وضوي او باطل است.

شرط چهارم ـ آن كه ظرف آب وضو مباح باشد.

شرط پنجم ـ آن كه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.

مسأله279. اگر آب وضو در ظرف غصبي يا طلا و نقره است و غير از آن آب ديگري ندارد بايد تيمم كند، و نمي‎تواند با آب آن‌ها وضو بگيرد، و اگر آب ديگري دارد چنان‌چه در ظرف غصبي يا طلا يا نقره، وضوي ارتماسي بگيرد يا با آن‌ها آب را به صورت و دست‎ها بريزد، وضوي او باطل است؛ و در صورتي كه با مشت يا چيز ديگر آب را از آن‌ها بردارد و

 

به صورت و دست‎ها بريزد، وضوي او صحيح است هر چند به واسطه تصرف در ظرف غصبي و طلا و نقره معصيت كرده است.

مسأله280. بنابر احتياط واجب بايد در حوضي كه مثلاً يك آجر يا يك سنگ آن غصبي است وضو نگيرد.

مسأله281. اگر در صحن يكي از امامان يا امامزادگان كه سابقاً قبرستان بوده است، حوض يا نهري بسازند، چنان‌چه انسان نداند كه زمين صحن را براي قبرستان وقف كرده‎اند، وضوگرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد.

شرط ششم ـ آن كه اعضاء وضو موقع شستن و مسح‌كردن پاك باشد.

مسأله282. اگر پيش از تمام‌شدن وضو، جايي را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، وضو صحيح است.

مسأله283. اگر غير از اعضاي وضو جايي از بدن نجس باشد، وضو صحيح است، ولي اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد، احتياط مستحب آن است كه اول آن را تطهير كند و بعد وضو بگيرد.

مسأله284. اگر يكي از اعضاي وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آنجا را آب كشيده يا نه، چنان‌چه در موقع وضو ملتفت پاك‌بودن و نجس‌بودن آنجا نبوده، وضو باطل است، و اگر مي‎داند ملتفت بوده يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه، وضو صحيح است؛ و در هر صورت، جايي را كه نجس بوده بايد آب بكشد مگر آن كه بداند در صورتي كه پيش از وضو آن را آب نكشيده باشد با شستنِ وضويي آب كشيده شده است.

مسأله285. اگر در صورت يا دست‎ها بريدگي يا زخمي است كه خون آن بند نمي‎آيد و آب براي آن ضرر ندارد، چنان‌چه در آب كر يا جاري فرو برد و قدري فشار دهد كه خون بند بيايد، سپس به نيت وضو دست يا انگشت خود را روي آن بگذارد و به پايين بكشد كه آب بر آن جريان پيدا كند و شرايط ديگر مختل نشود، وضويش صحيح است.

شرط هفتم ـ آن كه وقت براي وضو و نماز كافي باشد.

مسأله286. هرگاه وقت به قدري تنگ است كه اگر وضو بگيرد تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت خوانده مي‎شود، بايد تيمم كند ولي اگر براي وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است، بايد وضو بگيرد.

 

مسأله287. كسي كه در تنگي وقت نماز بايد تيمم كند، اگر به قصد قربت يا براي كار مستحبي مثل خواندن قرآن وضو بگيرد، صحيح است، و اگر براي خواندن آن نماز وضو بگيرد، به طوري كه فعلاً داعي او بر وضوگرفتن فقط آن نماز باشد، وضويش باطل است.

شرط هشتم ـ آن كه به قصد قربت، يعني براي انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد و اگر براي خنك‌شدن يا به قصد ديگري وضو بگيرد باطل است.

مسأله288. لازم نيست نيت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند، ولي بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مي‎گيرد، به طوري كه اگر از او بپرسند: چه مي‌كني. بگويد: وضو مي‎گيرم.

شرط نهم ـ آن كه وضو را به ترتيبي كه گفته شد به جا آورد، يعني اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد، و بايد پاي چپ را پيش از پاي راست مسح نكند بلكه احتياط اين است كه پاي راست را پيش از پاي چپ مسح كند، و اگر به اين ترتيب وضو نگيرد، باطل است.

شرط دهم ـ آن كه كارهاي وضو را پشت سر هم انجام دهد.

مسأله289. اگر بين كارهاي وضو به قدري فاصله شود كه وقتي مي‎خواهد جايي را بشويد يا مسح كند، رطوبت جاهايي كه پيش از آن شسته يا مسح كرده، خشك شده باشد، وضو باطل است؛ و اگر فقط رطوبت يكي از جاهايي كه جلوتر شسته يا مسح كرده خشك شده باشد، مثلاً موقعي كه مي‎خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست يا رطوبت صورت خشك شده باشد، احتياط مستحب آن است كه به اين وضو اكتفا نكند.

مسأله290. اگر كارهاي وضو را پشت سرهم به جا آورد ولي به واسطه گرماي هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اين‌ها رطوبت خشك شود، وضوي او صحيح است.

مسأله291. راه‌رفتن در بين وضو اشكال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دست‎ها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند، وضوي او صحيح است.

شرط يازدهم ـ آن كه در حال اختيار، شستن صورت و دست‎ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد و اگر ديگري او را وضو دهد، يا در رساندن آب به صورت و دست‎ها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است.

مسأله292. كسي كه نمي‎تواند وضو بگيرد، بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد و

 

چنان‌چه مزد هم بخواهد، در صورتي كه بتواند بايد بدهد ولي بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد، و اگر نمي‎تواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاي مسح او بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرد و با آن رطوبت، سر و پاي او را مسح كند.

مسأله293. هر كدام از كارهاي وضو را كه مي‎تواند به تنهايي انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.

شرط دوازدهم ـ آن كه استعمال آب براي او مانعي نداشته باشد.

مسأله294. كسي كه بترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد و بايد تيمم كند، و اگر نداند كه آب براي او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، احتياط واجب آن است كه علاوه بر آن وضو تيمم نيز بنمايد، و اگر با آن وضو نماز را به جا آورده تيمم نيز بنمايد و نماز را اعاده كند، و اگر بعد از وضويي كه با جهل به ضرر گرفته، ضرر رفع شد، احتياطاً دوباره وضو بگيرد.

مسأله295. اگر رساندن آب به صورت و دست‎ها به مقدار كمي كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.

شرط سيزدهم ـ آن كه در اعضاي وضو مانعي از رسيدن آب نباشد.

مسأله296. اگر مي‎داند چيزي به اعضاي وضو چسبيده، ولي شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيري مي‎كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.

مسأله297. اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد؛ ولي اگر ناخن را بگيرند، بايد براي وضو آن چرك را برطرف كنند، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، بايد چرك زير مقداري را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند.

مسأله298. اگر در صورت و دست‎ها و جلوي سر و روي پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر برآمدگي پيدا شود، شستن و مسح روي آن كافي است، و چنان‌چه سوراخ شود، رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يك قسمت آن كنده شود لازم نيست آب را به زير قسمتي كه كنده نشده برساند، ولي چنان‌چه پوستي كه كنده شده گاهي به بدن مي‎چسبد و گاهي بلند مي‎شود، بايد آن را قطع كند يا آب را به زير آن برساند.

 

مسأله299. اگر انسان شك كند كه به اعضاي وضوي او چيزي چسبيده يا نه، چنان‌چه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، مثل آن كه بعد از گلكاري شك كند گِل به دست او چسبيده يا نه، بايد وارسي كند يا به قدري دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده بر طرف شده يا آب به زير آن رسيده است.

مسأله300. جايي را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد، اگر چرك آن مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد، و هم‌چنين است اگر بعد از گچكاري و مانند آن چيز سفيدي كه جلوگيري از رسيدن آب به پوست نمي‎نمايد بر دست بماند، ولي اگر شك كند كه با بودن آن‌ها، آب به بدن مي‎رسد يا نه، بايد آن‌ها را برطرف كند.

مسأله301. اگر پيش از وضو بداند كه در بعضي از اعضاي وضو مانع از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو، آب را به آنجا رسانده يا نه، چنان‌كه احتمال بدهد در حال وضو ملتفت بوده، وضوي او صحيح است.

مسأله302. اگر در بعضي از اعضاي وضو مانعي باشد كه گاهي آب به‌خودي خود زير آن مي‎رسد و گاهي نمي‎رسد، و انسان بعد از وضو شك كند كه آب زير آن رسيده يا نه، چنان‌چه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب به زير آن نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.

مسأله303. اگر بعد از وضو چيزي كه مانع از رسيدن آب است در اعضاي وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوي او صحيح است؛ ولي اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.

مسأله304. اگر بعد از وضو شك كند چيزي كه مانع رسيدن آب است در اعضاي وضو بوده يا نه، و احتمال بدهد كه در وقت وضو ملتفت بوده و اگر مانعي بوده برطرف كرده، وضويش صحيح است؛ ولي اگر بداند كه وقت وضو ملتفت نبوده، احتياط لازم آن است كه دوباره وضو بگيرد.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: