وریز وجوهات
یکشنبه 12 ذی الحجة الحرام 1438(دوازدهم شهریور96) مسئول و اعضای بنیاد غدیر، با حضور در بیت مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف، با ایشان دیدار، و گزارشی از برنامه‌های جشن بزرگ غدیر، ارائه کردند. معظّم له نیز با تقدیر و تشکّر از...
شنبه: 1 / 07 / 1396 ( )

احكام وكالت

وكالت آن است كه انسان كاري را كه مي‎تواند در آن دخالت كند، به ديگري واگذار نمايد تا از طرف او انجام دهد، مثلاً كسي را وكيل كند كه خانه او را بفروشد يا زني را براي او عقد نمايد. پس آدم سفيهي كه مال خود را در كارهاي بيهوده مصرف مي‎كند، چون حق ندارد در مال خود تصرف كند و كسي كه حاكم شرع او را از تصرف در مالش منع كرده باشد، نمي‎تواند براي فروش آن كسي را وكيل نمايد.

مسأله 2265. در وكالت شرط است كه منجز باشد، يعني اصل وكالت معلق بر چيزي نباشد. پس اگر بگويد: چنان‌چه مسافر من بيايد يا وقتي كه اول ماه شد تو در فروش خانه وكيل من هستي؛ كه خود وكالت، معلق بر آمدن مسافرت يا رسيدن اول ماه شده، باطل است، ولي تعليق در متعلق وكالت، مثل اين‌كه بگويد: تو در فروختن خانه‎ام وكيل من هستي لكن خانه را وقتي مسافر من آمد يا وقتي اول ماه شد بفروش؛ اشكال ندارد، و در وكالت لازم نيست صيغه بخوانند. پس اگر انسان به ديگري بفهماند كه او را وكيل كرده و او هم بفهماند كه قبول نموده، مثلاً مال خود را به كسي بدهد كه براي او بفروشد و او مال را بگيرد، وكالت صحيح است.

مسأله 2266. اگر انسان كسي را كه در شهر ديگری است وكيل نمايد و براي او وكالت‌نامه بفرستد و او قبول كند اگر چه وكالت‌نامه بعد از مدتي برسد، وكالت صحيح است.

مسأله 2267. موكل، يعني كسي كه ديگري را وكيل مي‎كند و نيز كسي كه وكيل مي‎شود، بايد بالغ و عاقل باشند، و از روي قصد و اختيار اقدام كنند.

مسأله 2268. كاري را كه انسان نمي‎تواند انجام دهد، يا شرعاً نبايد انجام دهد نمي‎تواند براي انجام آن از طرف ديگري وكيل شود، مثلاً كسي كه در احرام حج است چون نبايد صيغه عقد زناشويي را بخواند، نمي‎تواند براي خواندن صيغه از طرف ديگري وكيل شود.

 

مسأله 2269. اگر انسان كسي را براي انجام تمام كارهاي خودش وكيل كند، صحيح است، ولي اگر براي يكي از كارهاي خود وكيل نمايد و آن كار را معين نكند، وكالت صحيح نيست.

مسأله 2270. اگر وكيل را عزل كند، يعني از كار بركنار نمايد، بعد از آن كه خبر به او رسيد نمي‎تواند آن كار را انجام دهد؛ ولي اگر پيش از رسيدن خبر، آن كار را انجام داده باشد، صحيح است.

مسأله 2271. وكيل مي‎تواند از وكالت كناره‌گيري كند، و اگر موكل، غايب هم باشد، اشكال ندارد.

مسأله 2272. وكيل نمي‎تواند براي انجام كاري كه به او واگذار شده ديگري را وكيل نمايد، ولي اگر موكل به او اجازه داده باشد كه وكيل بگيرد، به هر طوري كه به او دستور داده، مي‌تواند رفتار نمايد. پس اگر گفته باشد: براي من وكيل بگير؛ بايد از طرف او وكيل بگيرد، و نمي‎تواند كسي را از طرف خودش وكيل كند.

مسأله 2273. اگر انسان با اجازه موكل خودش كسي را از طرف او وكيل كند، نمي‌تواند آن وكيل را عزل نمايد، و اگر وكيل اول بميرد، يا موكل او را عزل كند، وكالت دومي باطل نمي‎شود.

مسأله 2274. اگر وكيل با اجازه موكل، كسي را از طرف خودش وكيل كند، موكل و وكيل اول مي‎توانند آن وكيل را عزل كنند، و اگر وكيل اول بميرد يا عزل شود، وكالت دومي باطل مي‎شود.

مسأله 2275. اگر چند نفر را براي انجام كاري وكيل كند و به آن‌ها اجازه دهد كه هر كدام به تنهايي در آن كار اقدام كنند، هر يك از آنان مي‎تواند آن كار را انجام دهد، و چنان‌چه يكي از آنان بميرد، وكالت ديگران باطل نمي‎شود، ولي اگر نگفته باشد كه با هم يا به تنهايي انجام دهند، يا گفته باشد كه با هم انجام دهند، نمي‎توانند به تنهايي اقدام نمايند، و در صورتي كه يكي از آنان بميرد، وكالت ديگران باطل مي‎شود.

مسأله 2276. اگر وكيل يا موكل بميرد، وكالت باطل مي‎شود، و نيز اگر چيزي كه براي تصرف در آن وكيل شده است از بين برود، مثلاً گوسفندي كه براي فروش آن وكيل

 

شده بميرد، وكالت باطل مي‎شود، و اگر يكي از وكيل يا موكل، ديوانه يا بي‎هوش شود، در موقع ديوانگي و بي‎هوشي وكالت اثري ندارد، اما بطلان آن به نحوي كه بعد از زوال بي‎هوشي يا ديوانگي عملش بي‎اثر باشد، محل تأمل است.

مسأله 2277. اگر انسان كسي را براي كاري وكيل كند و چيزي براي او قرار بگذارد، بعد از انجام آن كار، چيزي را كه قرار گذاشته بايد به او بدهد.

مسأله 2278. اگر وكيل در نگهداري مالي كه در اختيار اوست كوتاهي نكند و غير از تصرفي كه به او اجازه داده‎اند، تصرف ديگري در آن ننمايد و اتفاقاً آن مال از بين برود، نبايد عوض آن را بدهد.

مسأله 2279. اگر وكيل در نگهداري مالي كه در اختيار اوست كوتاهي كند، يا غير از تصرفي كه به او اجازه داده‎اند تصرف ديگري در آن بنمايد و آن مال از بين برود، ضامن است. پس اگر لباسي را كه گفته‎اند بفروش، بپوشد و آن لباس تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.

مسأله 2280. اگر وكيل غير از تصرفي كه به او اجازه داده‎اند، تصرف ديگري در مال بكند، مثلاً لباسي را كه گفته‎اند بفروش، بپوشد و بعداً تصرفي را كه به او اجازه داده‎اند بنمايد، آن تصرف صحيح است.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: