وریز وجوهات
به مناسبت ایام جانسوز اربعین حسینی (علیه السلام) و رحلت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)، شهادت امام حسن مجتبی و شهادت امام رضا (علیهماالسلام)، مجلس عزاداری و سوگواری با حضور علماء، فضلا، هئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام...
سه شنبه: 30/آبا/1396 (الثلاثاء: 2/ربيع الأول/1439)

مبطلات نماز

مسأله1135. دوازده چيز نماز را باطل مي‎كند، و آن‌ها را مبطلات مي‎گويند:

اول ـ آن كه در بين نماز، يكي از شرايط آن از بين برود، مثلاً در بين نماز بفهمد مكانش غصبي است، و وقت وسعت داشته باشد، و بتواند از آن مكان غصبي بيرون برود؛ ولي اگر وقت تنگ باشد، به طوري كه اگر بخواهد بعد از بيرون‌رفتن نماز را بخواند، قضا مي‎شود،

 

نماز باطل نمي‎شود، ولي بايد آن را در حال بيرون‌رفتن تمام كند، و هم‌چنين اگر نتواند بيرون برود، مثل محبوس «زنداني»، بايد در همان جا نماز را تمام كند، و صحيح است.

دوم ـ آن كه در بين نماز عمداً يا سهواً يا از روي ناچاري، چيزي كه وضو يا غسل را باطل مي‎كند پيش آيد، مثلاً بول از او خارج شود؛ ولي كسي كه نمي‎تواند از بيرون‌آمدن بول و غايط خودداري كند، اگر در بين نماز، بول يا غايط از او خارج شود، چنان‌چه به دستوري كه در مسائل 313 تا 321 گفته شد، رفتار نمايد، نمازش باطل نمي‎شود، و نيز اگر در بين نماز از مستحاضه خون خارج شود، در صورتي كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد، نمازش صحيح است.

مسأله1136. كسي كه بي‎اختيار خوابش برده، اگر نداند كه در بين نماز خوابش برده يا بعد از آن، بنابر احتياط لازم، بايد نمازش را دوباره بخواند.

مسأله1137. اگر بداند به اختيار خودش خوابيده و شك كند كه بعد از نماز بوده يا در بين نماز يادش رفته كه مشغول نماز است و خوابيده، نمازش صحيح است.

مسأله1138. اگر در حال سجده از خواب بيدار شود و شك كند كه در سجده آخر نماز است، يا در سجده شكر، چنان‌چه بداند بي‎اختيار خوابش برده است، بايد آن نماز را دوباره بخواند.

سوم ـ از مبطلات نماز آن است كه مثل بعض كساني كه شيعه نيستند، دست‎ها را روي هم بگذارد.

مسأله1139. هر گاه براي ادب، دست‎ها را روي هم بگذارد، اگر چه مثل آن‌ها نباشد، بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولي اگر از روي فراموشي يا ناچاري يا براي كار ديگری، مثل خاراندن دست و مانند آن دست‎ها را روي هم بگذارد، اشكال ندارد.

چهارم ـ از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد، آمين بگويد، ولي اگر اشتباهاً يا از روي تقيه بگويد، نماز باطل نمي‎شود.

پنجم ـ از مبطلات نماز آن است كه عمداً يا از روي فراموشي، پشت به قبله كند، يا به طرف راست يا چپ قبله برگردد، بلكه اگر عمداً به قدري برگردد كه نگويند: رو به قبله است، اگر چه به طرف راست يا چپ نرسد، نماز باطل است.

مسأله1140. اگر عمداً سر را به پشت برگرداند، نمازش باطل است، و اگر سهواً سر را

 

به اين مقدار برگرداند، احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند، ولي اگر سر را به طرف راست يا چپ بگرداند؛ عمداً باشد يا اشتباهاً، نمازش باطل نمي‎شود، ولي كراهت دارد.

ششم ـ از مبطلات نماز آن است كه عمداً كلمه‎اي بگويد كه دو حرف يا بيشتر باشد، اگر چه معني هم نداشته باشد، ولي اگر سهواً بگويد، نماز باطل نمي‎شود.

مسأله1141. اگر كلمه‎اي بگويد كه يك حرف دارد، چنان‌چه آن كلمه معني داشته باشد، مثل «ق» كه در زبان عربي به معناي اين است كه، نگهداري كن، چنان‌چه معناي آن را بداند و قصد آن را بنمايد، نمازش باطل مي‎شود، بلكه اگر قصد معناي آن را نكند ولي ملتفت معناي آن باشد، احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند، بلكه اگر كلمه يك حرفي، معنا هم نداشته باشد، احتياط، دوباره‌خواندن آن است.

مسأله1142. سرفه‌كردن و آروغ‌زدن و آه‌كشيدن در نماز اشكال ندارد، ولي گفتن آخ و آه و مانند اين‌ها كه دو حرف است، اگر عمدي باشد، نماز را باطل مي‎كند.

مسأله1143. اگر كلمه‎اي را به قصد ذكر بگويد، مثلاً به قصد ذكر بگويد: «اَللهُ اَكْبَر»، و در موقع گفتن آن، صدا را بلند كند كه چيزي را به ديگري بفهماند، اشكال ندارد، بلكه چنان‌چه براي اين كه چيزي را به كسي بفهماند به قصد ذكر، آن را بگويد، نماز باطل نمي‎شود.

مسأله1144. خواندن قرآن در نماز، غير از چهار سوره‎اي كه سجده واجب دارد، و در مسأله 361 گفته شد، و نيز دعاكردن در نماز اشكال ندارد، ولي احتياط مستحب آن است كه به غير عربي دعا نكند.

مسأله1145. اگر چيزي از حمد و سوره و ذكرهاي نماز را عمداً يا احتياطاً چند مرتبه بگويد اشكال ندارد، ولي اگر از روي وسواس چند مرتبه بگويد، اشكال دارد.

مسأله1146. در حال نماز، انسان نبايد به ديگري سلام كند، و اگر ديگري به او سلام كند، بايد همان‌طور كه او سلام كرده جواب دهد، مثلاً اگر گفته: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ» در جواب بگويد: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ» ولي در جواب «عَلَيْكُمُ السَّلامُ» بايد بگويد: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ».

مسأله1147. انسان بايد جواب سلام را؛ چه در نماز و چه در غير نماز، فوراً بگويد، و

 

اگر عمداً يا از روي فراموشي، جواب سلام را به قدري طول دهد كه اگر جواب بگويد، جواب آن سلام حساب نشود، چنان‌چه در نماز باشد نبايد جواب دهد، و اگر در نماز نباشد، جواب‌دادن واجب نيست.

مسأله1148. بايد جواب سلام را طوري بگويد كه سلام‌كننده بشنود، ولي اگر سلام‌كننده كَـر باشد، چنان‌چه انسان به طور معمول جواب او را بدهد كافي است، و در صورت امكان، با حركت لب يا اشاره جواب را بفهماند.

مسأله1149. جواب سلام را بايد به قصد رد تحيت بگويد، نه به قصد قرآن يا دعا.

مسأله1150. اگر زن يا مرد نامحرم يا بچه مميز، يعني بچه‎اي كه خوب و بد را مي‎فهمد، به نمازگزار سلام كند، نمازگزار بايد جواب او را بدهد؛ ولي در جواب سلام زن بايد بگويد «سَلاَمٌ عَلَيْكْ»، و كاف را زير و زبر و پيش ندهد.

مسأله1151. اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد اگر چه معصيت كرده، ولي نمازش صحيح است.

مسأله1152. اگر كسي به نمازگزار غلط سلام كند، به طوري كه سلام حساب نشود، جواب او جايز نيست، ولي اگر سلام حساب شود، جواب او واجب است.

مسأله1153. جواب سلام كسي كه از روي مسخره يا شوخي سلام مي‎كند، واجب نيست، و چنان‌چه در نماز باشد؛ جايز نيست؛ و جواب سلام غير مسلمان در نماز جايز نيست، و در غير حال نماز به گفتن «عَلَيْك» اكتفا شود.

مسأله1154. اگر كسي به عده‎اي سلام كند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولي اگر يكي از آنان جواب دهد، كافي است.

مسأله1155. اگر كسي به عده‎اي سلام كند، و كسي كه سلام‌كننده قصد سلام‌دادن به او را نداشته جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.

مسأله1156. اگر كسي به عده‎اي سلام كند، و كسي كه بين آن‌ها مشغول نماز است شك كند كه سلام‌كننده قصد سلام‌كردن به او را هم داشته يا نه، نبايد جواب دهد؛ و هم‌چنين است اگر بداند قصد او را هم داشته، ولي ديگري جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند كه قصد او را هم داشته و ديگري جواب ندهد، بايد جواب او را بگويد.

 

مسأله1157. سلام‌كردن مستحب است، و خيلي سفارش شده است كه سواره به پياده، و ايستاده به نشسته، و كوچكتر به بزرگتر سلام كند.

مسأله1158. اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند، بر هر يك واجب است جواب سلام ديگري را بدهد.

مسأله1159. در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد، مثلاً اگر كسي گفت: «سَلامٌ عَلَيْكُم»، در جواب بگويد، «سَلامٌ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ الله».

هفتم ـ از مبطلات نماز، خنده با صدا و عمدي است، و چنان‌چه سهواً هم با صدا بخندد، به طوري كه صورت نماز از بين برود، نماز باطل است، ولي لبخند، نماز را باطل نمي‎كند.

مسأله1160. اگر براي جلوگيري از صداي خنده حالش تغيير كند به حدي كه از صورت نمازگزار خارج شود، نمازش باطل است.

هشتم ـ از مبطلات نماز آن است كه براي كار دنيا عمداً با صدا گريه كند، و احتياط واجب آن است كه براي كار دنيا بي‎صدا هم گريه نكند، ولي اگر از ترس خدا يا براي آخرت گريه كند؛ آهسته باشد يا بلند، اشكال ندارد، بلكه از بهترين اعمال است.

نهم ـ از مبطلات نماز، كاري است كه صورت نماز را به هم بزند، مثل دست‌زدن، و از روي بازي به هواپريدن و مانند اين‌ها؛ كم باشد يا زياد، عمداً باشد يا از روي فراموشي، ولي كاري كه صورت نماز را به هم نزند، مثل اشاره‌كردن به دست اشكال ندارد.

مسأله1161. اگر در بين نماز به قدري ساكت بماند كه نگويند: نماز مي‎خواند، نمازش باطل مي‎شود.

مسأله1162. اگر در بين نماز كاري انجام دهد، يا مدتي ساكت شود و شك كند كه نماز به هم خورده يا نه، احتياط اين است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند. بلي، اگر از جهت ندانستن حكم مسأله باشد، نماز را رجاءاً تمام كند، و بعد حكم مسأله را بپرسد، و مطابق وظيفه‎اش عمل نمايد.

دهم ـ از مبطلات نماز، خوردن، و آشاميدن است، كه اگر در نماز به نحوي بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مي‎خواند؛ عمداً باشد يا از روي فراموشي، نمازش باطل مي‎شود؛ ولي كسي كه مي‎خواهد روزه بگيرد، اگر پيش از اذان صبح، نماز مستحبي بخواند و تشنه باشد، چنان‌چه بترسد كه اگر نماز را تمام كند صبح شود، در صورتي كه آب روبروي او در

 

دو سه قدمي باشد، مي‎تواند در بين نماز آب بياشامد، اما بايد كاري كه نماز را باطل مي‎كند، مثل پشت‌كردن به قبله انجام ندهد.

مسأله1163. اگر به واسطه خوردن يا آشاميدن عمدي، موالات نماز به هم بخورد، يعني طوري شود كه نگويند نماز را پشت سر هم مي‎خواند، احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند.

مسأله1164. اگر در بين نماز، غذايي را كه در دهان يا لاي دندان‎ها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمي‎شود، و نيز اگر قند يا شكر و مانند اين‌ها در دهان مانده باشد، و در حال نماز، كم كم آب شود، و فرو رود اشكال ندارد.

يازدهم ـ از مبطلات نماز، شك در ركعت‎هاي نماز دو ركعتي و سه ركعتي يا در دو ركعت اول نمازهاي چهار ركعتي است، در صورتي كه نمازگزار در حال شك باقي بماند.

دوازدهم ـ از مبطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمداً يا سهواً كم يا زياد كند، يا چيزي را كه ركن نيست، عمداً كم يا زياد نمايد، ولي زياد شدن سهوي تكبيرة ‎الاحرام چنان كه در مسأله 951 گفته شد، بنابر احتياط، موجب باطل‌شدن نماز است.

مسأله1165. اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز، كاري كه نماز را باطل مي‎كند انجام داده يا نه، نماز صحيح است.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: