وریز وجوهات
تعريف اعتكاف، توقّف در مسجد است با اين قيد كه در اين توقّف قصد و نيّت تعبّد و بندگي را داشته باشد؛ و احوط آن است كه نيّت عبادت ديگري مانند نماز و روزه و... غير از اعتكاف را نيز ضميمه نمايد.   زمان اعتكاف در هر زماني كه روزه‌گرفتن...
سه شنبه: 5 / 02 / 1396 ( )

مواردي كه مي‎توان معامله را به هم زد

مسأله 2132. حق به هم زدن معامله را خيار مي‎گويند و خريدار و فروشنده در دوازده صورت مي‎توانند معامله را به هم بزنند:

اول ـ آن كه از مجلس معامله متفرق نشده باشند و اين خيار را خيار مجلس مي‎گويند.

دوم ـ آن كه فروشنده يا خريدار مغبون شده باشد «خيار غبن».

سوم ـ در معامله قرار داد كنند كه تا مدت معيني هر دو يا يكي از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند «خيار شرط».

چهارم ـ فروشنده يا خريدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد، و طوري كند كه قيمت مال در نظر مردم زياد شود «خيار تدليس».

پنجم ـ فروشنده يا خريدار شرط كند كه كاري انجام دهد، يا شرط كند مالي را كه مي‎دهد طور مخصوصي باشد، و به آن شرط عمل نكند كه در اين صورت، ديگري مي‎تواند معامله را به هم بزند «خيار تخلف شرط».

ششم ـ در جنس يا عوض آن عيبي باشد «خيار عيب».

هفتم ـ معلوم شود جنسي كه فروخته شده ميان فروشنده و ديگري به طور مشاع مشترك بوده؛ خواه فروشنده مال غير را هم فروخته باشد يا فقط مال خودش را فروخته باشد و نگفته باشد با ديگري مشاع است، كه در اين صورت خريدار اگر به معامله راضي نشد مي‎تواند معامله را به هم بزند «خيار شركت».

هشتم ـ اگر فروشنده مال خود را كه جدا است با مال شخص ديگری بفروشد و آن شخص رد كند، خريدار مي‎تواند پول آن را از فروشنده پس بگيرد، يا اصل معامله را فسخ نمايد «خيار تبعض صفقه».

نهم ـ فروشنده خصوصيات جنس معيني را كه مشتري نديده به او بگويد، بعد معلوم شود طوري كه گفته نبوده است يعني ناقص‎تر است، كه در اين صورت مشتري مي‎تواند معامله را به هم بزند، و نيز اگر مشتري خصوصيات عوض معيني را كه مي دهد بگويد، بعد معلوم شود طوري كه گفته نبوده است، فروشنده مي‎تواند معامله را به هم بزند، و هم‌چنين است اگر با رؤيت سابقه معامله شود و بعد معلوم گردد كه جنس يا عوض آن تغيير به نقص نموده كه در صورت اول خريدار، و در صورت دوم فروشنده مي‎تواند معامله را به هم بزند «خيار رؤيت».

 

دهم ـ مشتري پول جنسي را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويل ندهد كه اگر مشتري شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد، فروشنده مي‎تواند معامله را به هم بزند، ولي اگر جنسي را كه خريده مثل بعضي از ميوه‎ها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مي‎شود، چنان‌چه تا شب پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد، فروشنده مي‎تواند معامله را به هم بزند «خيار تأخير».

يازدهم ـ حيواني را خريده باشد كه تا سه روز مي‎تواند معامله را به هم بزند، و اگر در عوض حيواني كه خريده، حيوان ديگري داده باشد، فروشنده هم تا سه روز مي‎تواند معامله را به هم بزند «خيار حيوان».

دوازدهم ـ فروشنده نتواند جنسي را كه فروخته تحويل دهد، مثلاً اسبي را كه فروخته فرار نمايد كه در اين صورت مشتري مي‎تواند معامله را به هم بزند «خيار تعذر تسليم». و احكام اين‌ها در مسائل آينده گفته مي‎شود.

مسأله 2133. اگر خريدار قيمت جنس را نداند يا در موقع معامله غفلت كند و جنس را گران‌تر از قيمت معمولي آن بخرد، چنان‌چه به قدري گران خريده كه مردم به آن اهميت مي‎دهند، مي‎تواند معامله را به هم بزند، و نيز اگر فروشنده قيمت جنس را نداند، يا موقع معامله غفلت كند و جنس را ارزان‌تر از قيمت آن بفروشد در صورتي كه مردم به مقداري كه ارزان فروخته اهميت بدهند، مي‎تواند معامله را به هم بزند.

مسأله 2134. در معامله بيع شرط كه مثلاً خانه هزار توماني را به دويست‎تومان مي‎فروشند و قرار مي‎گذارند كه اگر فروشنده سر مدت پول را بدهد بتواند معامله را به هم بزند، در صورتي كه خريدار و فروشنده قصد خريد و فروش داشته باشند، معامله صحيح است.

مسأله 2135. در معامله بيع شرط اگر چه فروشنده اطمينان داشته باشد كه هرگاه سر مدت پول را ندهد، خريدار ملك را به او مي‎دهد معامله صحيح است، ولي اگر سر مدت پول را ندهد، حق ندارد ملك را از خريدار مطالبه كند.

مسأله 2136. اگر چاي اعلا را با چاي پست مخلوط كند و به اسم چاي اعلا بفروشد و مشتري نفهمد، بعد كه دانست مي‎تواند معامله را به هم بزند.

 

مسأله 2137. اگر معامله به مال مشخصي واقع شده باشد و خريدار بفهمد مالي را كه گرفته عيبي دارد، مثلاً حيواني را بخرد و بفهمد كه يك چشم آن كور است، چنان‌چه آن عيب پيش از معامله در مال بوده و او نمي‎دانسته، مي‎تواند معامله را به هم بزند و آن مال را به فروشنده برگرداند، و احتياط واجب اين است كه با امكان برگرداندن آن به فروشنده و به هم‌زدن معامله به آن اكتفا كند، و اگر برگرداندن آن به فروشنده به واسطه تغييري كه در آن حاصل شده يا تصرفي كه مانع از رد باشد در آن كرده باشد، در اين صورت فرق قيمت سالم و معيوب آن را معين كند، و به نسبت تفاوت قيمت سالم و معيوب از پولي كه به فروشنده داده پس بگيرد، مثلاً مالي را به چهار تومان خريده، اگر بفهمد معيوب است در صورتي كه قيمت سالم آن هشت تومان و قيمت معيوب آن شش تومان باشد، چون فرق قيمت سالم و معيوب يك چهارم مي‎باشد، مي‎تواند يك چهارم پولي را كه داده، يعني يك تومان از فروشنده بگيرد.

مسأله 2138. اگر فروشنده بفهمد در عوضي كه گرفته عيبي هست و معامله هم به شخص آن عوض واقع شده باشد نه به كلي آن، چنان‌چه آن عيب پيش از معامله در عوض بوده و او نمي‎دانسته، مي‎تواند به دستوري كه در مسأله پيش گفته شد يا معامله را به هم بزند و يا تفاوت قيمت سالم و معيوب را بگيرد.

مسأله 2139. اگر بعد از معامله و پيش از تحويل‌گرفتن مال، عيبي در آن پيدا شود، و يا در عوض مال، بعد از معامله و پيش از تحويل‌گرفتن، عيبي پيدا شود، فروشنده با خريدار مي‎توانند به دستوري كه در مسأله 2137 گفته شد عمل نمايند.

مسأله 2140. اگر بعد از معامله، عيب مال را بفهمد و فوراً معامله را به هم نزند، ديگر حق به هم‌زدن معامله را ندارد مگر آن كه جاهل به مسأله باشد كه وقتي فهميد مي‎تواند معامله را به هم بزند، و اگر بعد از حصول مانع از ردّ مال به فروشنده ملتفت عيب شود، اگر فوراً تفاوت قيمت صحيح و معيوب را مطالبه نكرد، حق مطالبه او ساقط مي‎شود.

مسأله 2141. هر گاه بعد از خريدن جنس، عيب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد مي‎تواند معامله را به هم بزند.

مسأله 2142. در چهار صورت خريدار به واسطه عيبي كه در مال است، نمي‎تواند معامله را به هم بزند يا تفاوت قيمت بگيرد:

 

اول ـ آن‌كه موقع خريدن عيب مال را بداند.

دوم ـ به عيب مال راضي شود.

سوم ـ در وقت معامله بگويد: اگر مال عيبي داشته باشد پس نمي‎دهم، و تفاوت قيمت هم نمي‎گيرم.

چهارم ـ فروشنده در وقت معامله بگويد: اين مال را با هر عيبي كه دارد مي‎فروشم، ولي اگر عيبي را معين كند و بگويد: مال را با اين عيب مي‎فروشم؛ و معلوم شود عيب ديگري هم دارد، خريدار مي‎تواند براي عيبي كه فروشنده معين نكرده مال را پس دهد، و اگر پس‌دادن آن ممكن نيست، تفاوت قيمت بگيرد.

مسأله 2143. اگر خريدار در مال تصرف كند به طوري كه مال به حال اول نباشد و تغيير كند مثل آن كه جامه را ببرد يا گندم را آرد كند، بعد بفهمد مال، عيبي دارد، نمي‎تواند معامله را به هم بزند؛ ولي مي‎تواند تفاوت قيمت بگيرد، و هم‌چنين اگر بعد از تحويل‌گرفتن مال، عيب ديگري در آن پيدا شود؛ ولي اگر حيوان معيوبي را بخرد و پيش از گذشتن سه روز عيب ديگري پيدا كند اگر چه آن را تحويل گرفته باشد، باز هم مي‎تواند آن را پس دهد، و نيز اگر فقط خريدار تا مدتي حق به هم‌زدن معامله را داشته باشد و در آن مدت، مال عيب ديگري پيدا كند، اگرچه آن را تحويل گرفته باشد، مي‎تواند معامله را به هم بزند.

مسأله 2144. اگر انسان مالي داشته باشد كه خودش آن را نديده و ديگري خصوصيات آن را براي او گفته باشد، چنان‌چه او همان خصوصيات را به مشتري بگويد و آن را بفروشد و بعد از فروش بفهمد كه بهتر از آن بوده، مي‎تواند معامله را به هم بزند.

نويسنده: