وریز وجوهات
امروز چهارشنبه، جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، با مرجع عالیقدر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله الوارف دیدار کردند. ▪️معظم له در این دیدار، با اشاره به جنایات وحشیانه دولت میانمار و کشتار مسلمانان، این حوادث دردناک را محکوم نموده و خواستار...
شنبه: 1 / 07 / 1396 ( )

احكام تيمم

مسأله710. اگر مختصري از پيشاني و پشت دست‎ها را هم مسح نكند تيمم باطل است؛ چه عمداً مسح نكند، يا مسأله را نداند، يا فراموش كرده باشد، ولي دقت زياد هم لازم نيست، و همين قدر كه بگويند تمام پيشاني و پشت دست مسح شده كافي است.

مسأله711. براي آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقداري بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولي مسح بين انگشتان لازم نيست.

مسأله712. پيشاني و پشت دست‎ها را بنابر احتياط واجب بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاي آن را بايد پشت سر هم به جا آورد، و اگر بين آن‌ها به قدري فاصله دهد كه نگويند تيمم مي‎كند، باطل است.

مسأله713. در موقع نيت بايد معين كند كه تيمم او بدل از غسل است، يا بدل از وضو، و اگر بدل از غسل باشد، بايد آن غسل را معين نمايد، و چنان‌چه اشتباهاً به جاي بدل از وضو، بدل از غسل يا به جاي بدل از غسل، بدل از وضو نيت كند، يا مثلاً در تيمم بدل از غسل جنابت، نيت تيمم بدل از غسل مس ميت نمايد، تيمم باطل است.

مسأله714. بنابر احتياط در تيمم بايد پيشاني و كف دست‎ها و پشت آن‎ها پاك باشد، و اگر كف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بكشد، احتياط مستحب آن است كه دو تيمم كند؛ يكي با كف دست و يكي با پشت دست، يعني پشت دست را به چيزي كه تيمم به آن صحيح است بزند، و به پيشاني و پشت دست‎ها بكشد.

 

مسأله715. انسان بايد براي تيمم، انگشتر را از دست بيرون آورد، و اگر در پيشاني يا پشت دست‎ها يا كف آن‌ها مانعي باشد، مثلاً چيزي به آن‌ها چسبيده باشد برطرف نمايد.

مسأله716. اگر پيشاني يا پشت دست‎ها زخم است، و پارچه يا چيز ديگري را كه بر آن بسته نمي‎تواند باز كند، بايد دست را روي آن بكشد، و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگري را كه بر آن بسته نتواند باز كند، بايد دست را با همان پارچه به چيزي كه تيمم به آن صحيح است بزند، و به پيشاني و پشت دست‎ها بكشد.

مسأله717. اگر پيشاني و پشت دست‎ها مو داشته باشد، اشكال ندارد، ولي اگر موي سر روي پيشاني آمده باشد، بايد آن را عقب بزند.

مسأله718. اگر احتمال دهد كه در پيشاني، يا كف دست‎ها، يا پشت دست‎ها مانعي هست، چنان‌چه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، بايد جستجو نمايد تا يقين يا اطمينان پيدا كند كه مانعي نيست.

مسأله719. اگر وظيفه او تيمم است و نمي‎تواند تيمم كند، بايد نايب بگيرد، و كسي كه نايب مي‎شود، بايد او را با دست خود او تيمم دهد، و اگر ممكن نباشد، بايد نايب، دست خود را به چيزي كه تيمم به آن صحيح است بزند، و به پيشاني و پشت دست‎هاي او بكشد.

مسأله720. اگر در بين تيمم شك كند كه قسمتي از آن را فراموش كرده يا نه، اگر از محل آن نگذشته، بايد آن قسمت را با آنچه بعد از آن است به جا آورد، و اگر از محل آن گذشته، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله721. اگر بعد از مسح دست چپ شك كند كه درست تيمم كرده است يا نه، تيمم صحيح است.

مسأله722. كسي كه وظيفه‎اش تيمم است، نمي‎تواند پيش از وقت نماز براي نماز تيمم كند، ولي اگر براي كار واجب ديگر يا مستحبي تيمم كند و تا وقت نماز عذر او باقي باشد، مي‎تواند با همان تيمم نماز بخواند.

مسأله723. كسي كه وظيفه‎اش تيمم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقي مي‎ماند، در وسعت وقت مي‎تواند با تيمم نماز بخواند، ولي اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او بر طرف مي‎شود، احتياط لازم آن است كه صبر كند، و با وضو يا غسل نماز بخواند، بلكه اگر اميد

 

دارد كه عذرش برطرف مي‎شود، نيز بنابر احتياط لازم صبر كند، و با وضو يا غسل نماز بخواند يا در تنگي وقت با تيمم نماز بخواند.

مسأله724. كسي كه نمي‎تواند وضو بگيرد يا غسل كند، اگر احتمال ندهد كه عذرش به زودي برطرف شود، مي‎تواند نمازهاي قضاي خود را با تيمم بخواند، ولي اگر احتمال دهد به زودي عذر او برطرف مي‎شود، خواندن نماز قضا براي او اشكال دارد.

مسأله725. كسي كه نمي‎تواند وضو بگيرد يا غسل كند، جايز است نمازهاي مستحبي را كه مثل نافله‎هاي شبانه‌روز وقت معين دارد، با تيمم بخواند، ولي اگر احتمال مي‎دهد كه تا آخر وقت آن‌ها عذر او بر طرف مي‎شود، احتياط اين است كه آن‌ها را در آخر وقت به جا بياورد.

مسأله726. كسي كه احتياطاً بايد غسل جبيره‎اي و تيمم نمايد، مثلاً جراحتي در پشت او است، اگر بعد از غسل و تيمم، حدث اصغري از او سر زند، مثلاً بول كند، براي نمازهاي بعد تا عذرش باقي است تيمم بدل از غسل واجب نيست، و وضو كافي است.

مسأله727. اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگري تيمم كند، بعد از برطرف‌شدن عذر، تيمم او باطل مي‎شود.

مسأله728. چيزهايي كه وضو را باطل مي‎كند، تيمم بدل از وضو را هم باطل مي‎كند، و چيزهايي كه غسل را باطل مي‎نمايد، تيمم بدل از غسل را هم باطل مي‎نمايد.

مسأله729. كسي كه نمي‎تواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، مي‎تواند به قصد بدل از همه، يك تيمم كند، و بهتر آن است كه بدل از هر غسلي يك تيمم بنمايد؛ ولي اگر بدل از غسل جنابت تيمم كرد، ديگر بدل از ساير اغسال تيمم نكند مگر رجاءاً.

مسأله730. كسي كه نمي‌تواند غسل كند، اگر بخواهد عملي را كه براي آن غسل واجب است انجام دهد، بايد بدل از غسل تيمم نمايد، و اگر نتواند وضو بگيرد و بخواهد عملي را كه براي آن وضو واجب است انجام دهد، بايد بدل از وضو تيمم نمايد.

مسأله731. اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند، نبايد براي نماز وضو بگيرد، ولي اگر بدل از غسل‎هاي ديگر تيمم كند، بايد وضو بگيرد، و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگري هم بدل از وضو بنمايد.

 

مسأله732. اگر بدل از غسل تيمم كند، و بعد كاري كه وضو را باطل مي‎كند براي او پيش آيد، چنان‌چه براي نمازهاي بعد نتواند غسل كند، بايد وضو بگيرد، و بنابر احتياط واجب بدل از غسل، تيمم نمايد، و اگر نمي‎تواند وضو بگيرد، دو تيمم كند؛ يكي بدل از غسل، و ديگري بدل از وضو، ولي اگر تيمم او بدل از غسل جنابت بوده، چنان‌چه يك تيمم نمايد به قصد اين كه آنچه تكليف او است انجام داده باشد، كافي است.

مسأله733. كسي كه بايد براي انجام عملي، مثلاً براي خواندن نماز، بدل از وضو و بدل از غسل تيمم كند، احتياط مستحب آن است كه تيمم سومي هم به قصد اين كه بتواند آن عمل را انجام دهد بنمايد، ولي اگر در تيمم اول، نيت بدل از وضو به نيت بدل از غسل نمايد، و تيمم دوم را به قصد اين كه وظيفه خود را انجام داده باشد به جا آورد، تيمم سوم لازم نيست.

مسأله734. كسي كه وظيفه‎اش تيمم است، اگر براي كاري تيمم كند، تا تيمم و عذر او باقي است، كارهايي را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد مي‎تواند به جا آورد، ولي اگر عذرش تنگي وقت بوده، يا با داشتن آب براي نماز ميت يا خوابيدن تيمم كرده، فقط كاري را كه براي آن تيمم نموده مي‎تواند انجام دهد.

مسأله735. در چند مورد مستحب است نمازهايي را كه انسان با تيمم خوانده دوباره بخواند:

اول ـ آن كه از استعمال آب ترس داشته، و عمداً خود را جنب كرده، و با تيمم نماز خوانده است.

دوم ـ آن كه مي‎دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمي‌كند، و عمداً خود را جنب كرده، و با تيمم نماز خوانده است.

سوم ـ آن كه تا آخر وقت، عمداً در جستجوي آب نرود و با تيمم نماز بخواند، و بعد بفهمد كه اگر جستجو مي‎كرد، آب پيدا مي‎شد.

چهارم ـ آن كه عمداً نماز را تأخير انداخته، و در آخر وقت با تيمم نماز خوانده است.

پنجم ـ آن كه مي‎دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمي‎شود، و آبي را كه داشته ريخته است.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: