وریز وجوهات
بسمه تعالی "قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَة" به اطلاع مومنین می رساند به نظر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته، شنبه (۶ خرداد) روز اول ماه مبارک رمضان می باشد...
شنبه: 6 / 03 / 1396 ( )

احكام وصيت

مسأله 2703. وصيت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براي او كارهايي انجام دهند، يا بگويد: بعد از مرگش چيزي از مال او ملك كسي باشد، يا اين كه چيزي از مال او را به كسي تمليك، يا صرف در خيرات و مبرات كنند، يا براي اولاد خود و كساني كه اختيار آنان با او است قيم و سرپرست معين كند، و كسي را كه به او وصيت مي‎كنند، وصي مي‎گويند.

مسأله 2704. كسي كه نمي‎تواند حرف بزند، اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند، براي هر كاري مي‎تواند وصيت كند، ولي كسي كه مي‎تواند حرف بزند، بنابر احتياط اكتفا به اشاره يا نوشته نكند.

مسأله 2705. اگر نوشته‎اي به امضا يا مهر ميت ببينند، چنان‌چه مقصود او را بفهماند، و معلوم باشد كه براي وصيت‌كردن نوشته، بنابر احتياط لازم بايد تا مقدار ثلث مطابق آن عمل كند، ولي نسبت به سهم صغير اين احتياط خلاف احتياط است، لكن بعد از بلوغ تا مقدار ثلث، اين احتياط را ترك نكنند؛ بلكه اگر بدانند مقصودش وصيت‌كردن نبوده و چيزهايي را نوشته است كه بعداً مطابق آن وصيت كند، احتياط واجب آن است كه به آن عمل نمايند، و نسبت به سهم صغير احتياط مراعات شود.

مسأله 2706. كسي كه وصيت مي‎كند بايد عاقل باشد، و از روي اختيار وصيت كند، و بايد سفيه نباشد، يعني مال خود را در كارهاي بيهوده مصرف نكند، ولي بالغ‌بودن، شرط صحت وصيت نيست، و همين قدر كه وصيت‌كننده ده سال داشته باشد، و راه‎هاي خير و كارهاي نيك را بشناسد، مي‎تواند به كارهاي خير وصيت كند.

مسأله 2707. كسي كه از روي عمد به قصد خودكشي، مثلاً زخمي به خود زده، يا سمي خورده است كه به واسطه آن، يقين يا گمان به مردن او پيدا مي‎شود، اگر وصيت كند كه مقداري از مال او را به مصرفي برسانند، صحيح نيست.

 

مسأله 2708. در وصيت تمليكيه، قبول موصي له معتبر است. پس اگر شخصي وصيت كند كه چيزي به كسي بدهند، در صورتي آن كس آن چيز را مالك مي‎شود كه وصيت را قبول كند، و لازم نيست قبول بعد از موت وصيت كننده باشد، بلكه اگر پيش از موت او هم باشد كفايت مي‎كند. بلي، اگر قبول پيش از موت وصيت‌كننده باشد، به مجرد قبول آن چيز را مالك نمي‎شود، بلكه بعد از موت وصيت‌كننده بدون حاجت به قبول ديگر مالك مي‎شود، و اگر قبول بعد از موت باشد، به مجرد قبول آن چيز را مالك مي‎شود.

مسأله 2709. وقتي انسان نشانه‎هاي مرگ را در خود ديد، بايد فوراً امانت‎هاي مردم را به صاحبانش برگرداند و اگر به مردم بدهكار است، و موقع دادن آن بدهي رسيده، بايد بدهد، و اگر خودش نمي‎تواند بدهد، يا موقع دادن بدهي او نرسيده، بايد وصيت كند، و بر وصيت شاهد بگيرد، ولي اگر بدهي او معلوم باشد، و اطمينان دارد كه ورثه مي‎پردازند، وصيت‌كردن لازم نيست.

مسأله 2710. كسي كه نشانه‎هاي مرگ را در خود مي‎بيند، اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است، بايد فوراً بدهد، و اگر نمي‎تواند بدهد، چنان‌چه از خودش مال دارد، يا احتمال مي‎دهد كسي آن‌ها را ادا نمايد، بايد وصيت كند. و هم‌چنين است اگر حج بر او واجب باشد.

مسأله 2711. كسي كه نشانه‎هاي مرگ را در خود مي‎بيند، اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيت كند كه از مال خودش براي آن‌ها اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد، ولي احتمال بدهد كسي بدون آن كه چيزي بگيرد آن‌ها را انجام مي‎دهد، باز هم واجب است وصيت نمايد، و اگر قضاي نماز و روزه او به تفصيلي كه در مسأله 1399 گفته شد، بر پسر بزرگترش واجب مي‎باشد، بايد به او اطلاع دهد، يا وصيت كند كه براي او به جا آورند.

مسأله 2712. كسي كه نشانه‎هاي مرگ را در خود مي‎بيند، اگر مالي پيش كسي دارد، يا در جايي پنهان كرده است كه ورثه نمي‎دانند، چنان‌چه به واسطه ندانستن حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد، و لازم نيست براي بچه‎هاي صغير خود قيم و سرپرست معين كند، ولي در صورتي كه بدون قيم مالشان از بين مي‎رود، يا خودشان ضايع مي‎شوند، بايد براي آنان قيّم اميني معين نمايد.

 

مسأله 2713. وصي بايد مسلمان و عاقل باشد و مورد اطمينان باشد.

مسأله 2714. اگر كسي چند وصي براي خود معين كند، چنان‌چه اجازه داده باشد كه هر كدام به تنهايي به وصيت عمل كنند، لازم نيست در انجام وصيت از يكديگر اجازه بگيرند، و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد كه همه با هم به وصيت عمل كنند، يا نگفته باشد، بايد با نظر يكديگر به وصيت عمل نمايند، و اگر حاضر نشوند كه با يكديگر به وصيت عمل كنند، حاكم شرع آنان را مجبور مي‎كند، و اگر اطاعت نكنند، به جاي آنان ديگران را معين مي‎نمايد.

مسأله 2715. اگر انسان از وصيت خود برگردد، مثلاً بگويد: ثلث مالش را به كسي بدهند، بعد بگويد: به او ندهند، وصيت باطل مي‎شود، و اگر وصيت خود را تغيير دهد، مثل آن كه قيّمي براي بچه‎هاي خود معين كند، بعد ديگري را به جاي او قيّم نمايد، وصيت اولش باطل مي‎شود، و بايد به وصيت دوم او عمل نمايند.

مسأله 2716. اگر كاري كند كه معلوم شود از وصيت خود برگشته، مثلاً خانه‎اي را كه وصيت كرده به كسي بدهند، بفروشد، يا ديگري را براي فروش آن وكيل نمايد، وصيت باطل مي‎شود.

مسأله 2717. اگر وصيت كند چيز معيني را به كسي بدهند، بعد وصيت كند كه نصف همان را به ديگري بدهند، بايد آن چيز را دو قسمت كنند، و به هر كدام از آن دو نفر، يك قسمت آن را بدهند.

مسأله 2718. اگر كسي در مرضي كه به آن مرض مي‎ميرد، مقداري از مالش را به كسي ببخشد، و وصيت كند كه بعد از مردن او هم مقداري به كسی ديگر بدهند، آنچه بخشيده از اصل خارج مي‎شود، و آنچه وصيت كرده، اگر بيشتر از ثلث نباشد، يا اگر بيشتر است و ورثه اجازه بدهند، به وصيت او عمل مي‎شود، و اگر آنچه وصيت كرده بيشتر از ثلث باشد، و ورثه هم اجازه ندهند، بايد مقدار ثلث تركه او به وصيتش عمل شود.

مسأله 2719. اگر وصيت كند كه ثلث مال او را نفروشند، و عايدي آن را به مصرفي برسانند، بايد مطابق گفته او عمل نمايند.

 

مسأله 2720. اگر در مرضي كه به آن مرض مي‎ميرد، بگويد: مقداري به كسي بدهكار است، چنان‌چه متهم باشد كه براي ضرر زدن به ورثه گفته است، بايد مقداري را كه معين كرده از ثلث او بدهند، و اگر متهم نباشد، و كسي هم منكر گفته او نشود، بايد از اصل مالش بدهند.

مسأله 2721. كسي كه انسان وصيت مي‎كند به او چيزي بدهند، بايد وجود داشته باشد. پس اگر وصيت كند به بچه‎اي كه ممكن است فلان زن به او حامله شود چيزي بدهند باطل است، ولي اگر وصيت كند به بچه‎اي كه در شكم مادر است چيزي بدهند، اگر چه هنوز روح نداشته باشد، وصيت صحيح است. پس اگر زنده به دنيا آمد، بايد آنچه را كه وصيت كرده به او بدهند و اگر مرده به دنيا آمد، وصيت باطل مي‎شود، و آنچه را كه براي او وصيت كرده، ورثه ميان خودشان قسمت مي‎كند.

مسأله 2722. اگر انسان بفهمد كسي او را وصي كرده، چنان‌چه به اطلاع وصيت‌كننده برساند، كه براي انجام وصيت او حاضر نيست، لازم نيست بعد از مردن او به وصيت عمل كند، ولي اگر پيش از مردن او نفهمد كه او را وصي كرده، يا بفهمد و به او اطلاع ندهد كه براي عمل‌كردن به وصيت حاضر نيست، در صورتي كه مشقت نداشته باشد، بايد وصيت او را بنابر احتياط لازم انجام دهد، و نيز اگر وصي پيش از مرگ موصي، موقعي ملتفت شود كه موصي به واسطه شدت مرض نتواند به ديگري وصيت كند، بنابر احتياط لازم بايد وصيت را قبول نمايد.

مسأله 2723. اگر كسي كه وصيت كرده بميرد و وصي نداند كه مقصود ميت اين بوده كه خودش كارهايي را كه وصيت كرده انجام دهد، و در گفته ميت هم شاهد و قرينه‎اي بر اين معني نباشد، وصي مي‎تواند ديگري را براي انجام كارهاي ميت وكيل كند، ولي اگر بداند كه مقصود ميت اين بوده كه خودش انجام دهد، نمي‎تواند به ديگري واگذار كند.

مسأله 2724. اگر كسي دو نفر را وصي كند، كه با هم به وصيت او عمل كنند، چنان‌چه يكي از آن دو بميرد، يا ديوانه و يا كافر شود، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاي او معين مي‎كند، و اگر هر دو بميرند، يا ديوانه يا كافر شوند، چنان‌چه معلوم نباشد كه ميت در نظر داشته دو نفر كارهايش را انجام دهند، حاكم شرع، يك نفر را و اگر معلوم باشد كه نظر به دو نفر داشته، دو نفر ديگر را معين مي‎كند.

 

 مسأله 2725. اگر وصي نتواند به تنهايي كارهاي ميت را انجام دهد، حاكم شرع براي كمك او يك نفر ديگر را معين مي‎كند.

مسأله 2726. اگر مقداري از مال ميت در دست وصي تلف شود، چنان‌چه در نگهداري آن كوتاهي و تعدي نكرده ضامن نيست، و اگر كوتاهي كرده و يا تعدي نموده، مثلاً ميت وصيت كرده است كه فلان مقدار به فقراي فلان شهر بده، و او مال را به شهر ديگري برده و در راه از بين رفته، ضامن است، بلكه اگر در بين راه هم تلف نشود، و به فقراي شهري دهد كه مورد وصيت نبوده ضامن است.

مسأله 2727. هرگاه انسان كسي را وصي كند، و بگويد كه اگر آن كس بميرد، فلاني وصي باشد، بعد از آن كه وصي اول مرد، وصي دوم بايد كارهاي ميت را انجام دهد.

مسأله 2728. حجي كه بر ميت واجب است و بدهكاري و حقوقي كه مثل خمس و زكات و مظالم ادا كردن آن‌ها واجب مي‎باشد، بايد از اصل مال ميت داده شود، اگر چه ميت براي آن‌ها وصيت نكرده باشد.

مسأله 2729. اگر مال ميت از بدهي و حج واجب، و حقوقي كه مثل خمس و زكات و مظالم بر او واجب است زياد بيايد، چنان‌چه وصيت كرده باشد كه ثلث يا مقداري از ثلث را به مصرفي برسانند، بايد به وصيت او عمل كنند، و اگر وصيت نكرده باشد، آنچه مي‎ماند مال ورثه است.

مسأله 2730. اگر مصرفي را كه ميت معين كرده، از ثلث مال او بيشتر باشد، وصيت او در بيشتر از ثلث در صورتي صحيح است كه ورثه حرفي بزنند، يا كاري كنند كه معلوم شود عملي‌شدن وصيت را اجازه داده‎اند، و تنها راضي‌بودن آنان كافي نيست، و اگر مدتي بعد از مردن او هم اجازه بدهند، صحيح است.

مسأله 2731. اگر مصرفي را كه ميت معين كرده، از ثلث مال او بيشتر باشد، و پيش از مردن او ورثه اجازه بدهند كه وصيت او عملي شود، بعد از مردن او نمي‎توانند از اجازه خود برگردند.

مسأله 2732. اگر وصيت كند كه از ثلث او خمس و زكات يا بدهي ديگر او را بدهند، و براي نماز و روزه او اجير بگيرند، و كار مستحبي هم، مثل اطعام به فقرا انجام دهند، بايد

 

اول بدهي او را از ثلث بدهند، و اگر چيزي زياد آمد براي نماز و روزه او اجير بگيرند، و اگر از آن هم زياد آمد به مصرف كار مستحبي كه معين كرده برسانند، و چنان‌چه ثلث مال او فقط به اندازه بدهي او باشد، و ورثه هم اجازه ندهند كه بيشتر از ثلث مال، مصرف شود، وصيت براي نماز و روزه و كارهاي مستحبي باطل است.

مسأله 2733. اگر وصيت كند كه بدهي او را بدهند، و براي نماز و روزه او اجير بگيرند، و كار مستحبي هم انجام دهند، چنان‌چه وصيت نكرده باشد كه اين‌ها را از ثلث بدهند، بايد بدهي او را از اصل مال بدهند، و اگر چيزي زياد آمد، ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و كارهاي مستحبي كه معين كرده برسانند، و در صورتي كه ثلث كافي نباشد. پس اگر ورثه اجازه بدهند، بايد وصيت او عملي شود و اگر اجازه ندهند، بايد نماز و روزه را از ثلث بدهند، و اگر چيزي زياد آمد، به مصرف كار مستحبي كه معين كرده برسانند.

مسأله 2734. اگر كسي بگويد كه ميت وصيت كرده فلان مبلغ به من بدهند، چنان‌چه دو مرد عادل گفته او را تصديق كنند، يا قسم بخورد و يك مرد عادل هم گفته او را تصديق نمايد، يا يك مرد عادل و دو زن عادله يا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند، بايد مقداري را كه مي‎گويد به او بدهند، و اگر يك زن عادله شهادت دهد، در يك چهارم چيزي را كه مطالبه مي‎كند به او بدهند، و اگر دو زن عادله شهادت دهند، نصف آن را، و اگر سه زن عادله شهادت دهند، بايد سه چهارم آن را به او بدهند، و نيز اگر دو مرد كافر ذمي كه در دين خود عادل باشند، گفته او را تصديق كنند، در صورتي كه ميت ناچار بوده است كه وصيت كند، و مرد و زن عادلي هم در موقع وصيت نبوده، بايد چيزي را كه مطالبه مي‎كند به او بدهند.

مسأله 2735. اگر كسي بگويد: من وصي ميتم كه مال او را به مصرفي برسانم، يا ميت، مرا قيم بچه‎هاي خود قرار داده، در صورتي بايد حرف او را قبول كرد كه دو مرد عادل گفته او را تصديق نمايند.

مسأله 2736. اگر وصيت كند چيزي از مال او به كسي باشد و آن كس پيش از آن كه قبول كند يا رد نمايد بميرد، تا وقتي ورثه او وصيت را رد نكرده‎اند، مي‎توانند آن چيز را قبول نمايند، ولي اين در صورتي است كه وصيت‌كننده از وصيت خود برنگردد، وگر نه حقي به آن چيز ندارند.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: