وریز وجوهات
بسم الله الرحمن الرحيم «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(1) اللهم صل علی محمّد و ال محمّد السلام علی مولانا المهدي صاحب الزّمان و معلن أحکام القرآن و باسط الأمن والأمان...
یکشنبه: 7 / 03 / 1396 ( )

نماز قضا

مسأله 1379. كسي كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، بايد قضاي آن را به جا آورد، اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده يا به واسطه مستي نماز نخوانده باشد، ولي نمازهاي يوميه‎اي را كه زن در حال حيض يا نفاس نخوانده قضا ندارد، و هم‌چنين كسي كه در تمام وقت بدون عمد بيهوش بوده، قضا بر او واجب نيست.

مسأله 1380. اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازي را كه خوانده باطل بوده، بايد قضاي آن را بخواند.

مسأله 1381. كسي كه نماز قضا دارد، بايد در خواندن آن كوتاهي نكند، ولي واجب نيست فوراً آن را به جا آورد.

مسأله 1382. كسي كه نماز قضا دارد، مي‎تواند نماز مستحبي بخواند.

مسأله 1383. اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضايي دارد، يا نمازهايي را كه خوانده صحيح نبوده، مستحب است احتياطاً قضاي آن‌ها را به جا آورد.

مسأله 1384. قضاي نمازهاي يوميه كه اداي آن‌ها بايد به ترتيب خوانده شود، مثل ظهر و عصر از يك روز، يا مغرب و عشا از يك شب، بايد قضاي آن‌ها را نيز به ترتيب بخواند، مثلاً اگر از كسي نماز ظهر وعصر يك روز فوت شود، بايد اول قضاي ظهر را بخواند و بعد از آن عصر را، ولي اگر كسي مثلاً يك روز نماز ظهر و روز بعد نماز عصر را نخوانده، مي‎تواند اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نمايد، و ترتيب در بين آن‌ها لازم نيست، هرچند سزاوار است تا ممكن است رعايت ترتيب را بنمايد.

مسأله 1385. اگر بخواهد قضاي چند نماز غير يوميه، مانند نماز آيات را بخواند، يا مثلاً بخواهد يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند، لازم نيست آن‌ها را به ترتيب به جا آورد.

 

مسأله 1386. در مسأله 1384 گذشت كه در قضاي نمازها ترتيب لازم نيست خصوصاً در صورتي كه ترتيب فوت را فراموش كرده باشد، مگر در جايي كه در اداي آن‌ها ترتيب واجب باشد، ولي اگر بخواهد احتياط كند، و مراعات ترتيب نمايد خوب است، و اگر بخواهد طوري آن‌ها را بخواند كه يقين كند به ترتيبي كه قضا شده به جا آورده است، اگر قضاي يك نماز ظهر و يك نماز مغرب بر او واجب است، و نمي‎داند كدام اول قضا شده، احتياطاً بايد اول يك نماز مغرب و بعد از آن يك نماز ظهر و دوباره نماز مغرب را بخواند، يا اول يك نماز ظهر و بعد از آن يك نماز مغرب و دوباره نماز ظهر را بخواند، تا يقين كند هر كدام را كه اول قضا شده اول خوانده است.

مسأله 1387. اگر نماز ظهر يك روز، و نماز عصر روز ديگر، يا دو نماز ظهر يا دو نماز عصر از او قضا شده، و نمي‎داند كدام اول قضا شده است، چنان‌چه دو نماز چهار ركعتي بخواند به نيت اين كه، اولي قضاي نماز روز اول، و دومي قضاي نماز روز دوم باشد كافي است.

مسأله 1388. اگر يك نماز ظهر و يك نماز عشا، يا يك نماز عصر و يك نماز عشا از او قضا شود، و نداند كدام اول قضا شده است، و بخواهد احتياط نمايد، بايد طوري آن‌ها را بخواند كه يقين كند به ترتيب به جا آورده است، مثلاً اگر يك نماز ظهر و يك نماز عشا از او قضا شده و اولي آن‌ها را نمي‎داند، بايد اول يك نماز ظهر، بعد يك نماز عشا دوباره يك نماز ظهر، يا اول يك نماز عشا بعد يك نماز ظهر، دوباره يك نماز عشا بخواند.

مسأله 1389. كسي كه مي‎داند يك نماز چهار ركعتي نخوانده، ولي نمي‎داند نماز ظهر است يا نماز عصر، اگر يك نماز چهار ركعتي به نيت قضاي نمازي كه نخوانده به جا آورد كافي است.

مسأله 1390. كسي كه پنج نماز پشت سر هم از او قضا شده و نمي‎داند اولي آن‌ها كدام است، و بخواهد احتياطاً مراعات ترتيب را نمايد، بايد نه نماز به ترتيب بخواند، مثلاً از نماز صبح شروع كند و بعد از آن كه ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند دو مرتبه نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب را بخواند، و اگر شش نماز پشت سر هم از او قضا شده و اولي آن‌ها را نمي‎داند، بايد ده نماز به ترتيب قضا كند، و همين‌طور براي هر يك نمازي كه به نمازهاي قضاي او اضافه مي‎شود، در صورتي كه پشت سر هم قضا شده باشد، بايد يك نماز بر مقداري كه گفته شد اضافه نمايد، مثلاً اگر هفت نماز او قضا شده و اولي آن‌ها را نمي‎داند، بايد يازده نماز به ترتيب به جا آورد.

 

مسأله 1391. كسي كه مي‎داند نمازهاي پنج‌گانه او هر كدام از يك روز قضا شده و ترتيب آن‌ها را نمي‎داند، چنان‌چه نماز يك شبانه‌روز را به جا آورد كافي است؛ ولي اگر بخواهد احتياط كند بايد شش شبانه‌روز نماز بخواند، و هم‌چنين براي هر نمازي كه به نمازهاي قضاي او اضافه شود، بايد يك روز بيشتر بخواند، تا يقين كند به ترتيبي كه قضا شده به جا آورده است، مثلاً اگر هفت نماز از هفت روز نخوانده باشد، بايد هفت شبانه‌روز قضا نمايد.

مسأله 1392. كسي كه مثلاً چند نماز صبح يا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آن‌ها را نمي‎داند، مثلاً نمي‎داند كه سه يا چهار يا پنج نماز بوده، چنان‌چه مقدار كمتر را بخواند كافي است؛ ولي اگر شماره آن‌ها را مي‎دانسته و فراموش كرده، بهتر آن است كه به قدري نماز بخواند كه يقين كند تمام آن‌ها را خوانده است، مثلاً اگر فراموش كرده كه چند نماز صبح از او قضا شده است، و يقين دارد كه بيشتر از ده تا نبوده، ده نماز صبح بخواند.

مسأله 1393. كسي كه فقط يك نماز قضا از روزهاي پيش دارد، بنابر احتياط مستحب اگر ممكن است بايد اول آن را بخواند، و بعد مشغول نماز آن روز شود؛ و نيز اگر از روزهاي پيش نماز قضا ندارد، ولي يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده است، در صورتي كه ممكن باشد بنابر احتياط مستحب بايد نماز قضاي آن روز را پيش از نماز ادا بخواند.

مسأله 1394. اگر در بين نماز يادش بيايد كه يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده، يا فقط يك نماز قضا از روزهاي پيش دارد، چنان‌چه وقت وسعت دارد، و ممكن است نيت را به نماز قضا برگرداند، مي‎تواند نيت نماز قضا كند، مثلاً اگر در نماز ظهر پيش از تمام‌شدن ركعت دوم، يادش بيايد كه نماز صبح آن روز قضا شده، در صورتي كه وقت نماز ظهر تنگ نباشد، مي‎تواند نيت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو ركعتي تمام كند، بعد نماز ظهر را بخواند، ولي اگر وقت تنگ است، يا نمي‎تواند نيت را به نماز قضا برگرداند، مثلاً در ركوع ركعت سوم نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نيت نماز صبح كند، يك ركوع كه ركن است زياد مي‎شود، نبايد نيت را به قضاي صبح برگرداند.

 

مسأله 1395. اگر از روزهاي گذشته نمازهاي قضا دارد، و يك نماز يا بيشتر هم از همان روز از او قضا شده، چنان‌چه براي قضاي تمام آن‌ها وقت ندارد، يا نمي‎خواهد همه را در آن روز بخواند، مستحب است نماز قضاي آن روز را پيش از نماز ادا بخواند، و احتياط مستحب آن است كه بعد از خواندن قضاي نمازهاي سابق، دوباره نماز قضايي را كه در آن روز پيش از نماز ادا خوانده به جا آورد.

مسأله 1396. تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهاي خود عاجز باشد، ديگري نمي‎تواند نمازهاي او را قضا نمايد.

مسأله 1397. نماز قضا را با جماعت مي‎شود خواند؛ چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند، مثلاً اگر نماز قضاي صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند، اشكال ندارد.

مسأله 1398. مستحب است اطفال مميز را به خواندن نمازهاي واجب و نوافل تمرين و عادت دهند، بلكه مستحب است آنان را به قضاي نماز هم وادار نمايند، و هم‌چنين مستحب است تمرين و عادت‌‌دادن آنان بر هر عبادت و عمل صالح و خلق و روش نيك، و واجب است بر اولياء اطفال كه آنان را از هر كاري كه باعث ضرر بر خودشان و يا ديگران باشد، و هم‌چنين از انجام هر كاري كه شارع مقدس وجود آن را در خارج منع فرموده، جلوگيري كنند، و مخصوصاً در آموزش و پرورش آن‌ها نظارت كامل داشته باشند، كه زير نظر معلمان صالح و متعهد باشد، و آن‌ها را به كودكستان، دبستان و دبيرستان‎هايي كه از هر جهت مورد اعتماد باشند بفرستند، و حتي حسن انتخاب نام براي فرزندان خود را رعايت نمايند، و مراقبت كنند كه با بي‌توجهي و سهل‌انگاري در تربيت اولاد، گناه فساد عقيده اولاد، بلكه اولاد اولاد خود را تا روز قيامت به گردن نگيرند.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: