رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
دوشنبه: 11/مهر/1401 (الاثنين: 7/ربيع الأول/1444)

8
ولایت امیرمؤمنان(ع) و حبّ و بغض فی الله[1]

بسم الله الرحمن الرحیم

﴿إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ﴾.[2]

اوّلاً عید سعید غدیر را خدمت شما تبریک عرض می‌کنم.

امیدوارم شما از شاخه‌ها و برگ‌های شجرۀ طیبه ولایت باشید همان‌طور که در روایت آمده که ولایت درخت تنومندی است سایه‌گستر در تمام هستی و همۀ افراد برجسته و نخبۀ جهان هستی در زیر سایۀ آن آرمیده و از ثمرات آن استفاده می‌کنند، شیعیان ائمه طاهرین(ع) مثل برگ‌های این درختان و متصل به این درخت هستند،[3] امیدوارم شما از برگ‌های این درخت باشید، ما و هر‌کسی که بخواهد در دنیا و مخصوصاً در آخرت مقامی ‌کسب کند و در درگاه خداوند متعال رتبه‌ای داشته باشد باید در زیر سایۀ درخت ولایت آرمیده باشد و از ثمرات این درخت استفاده کرده باشد در روایتی که شیعه و سنی نقل کرده‌اند آمده است:

«عُنْوَانُ صَحِیفَةُ الْمُؤْمِنِ‏ حُبُّ عَلِیِّ بْنِ أَبی‌ طالبٍ».[4]

 

اولین چیزی که در صحیفۀ اعمال مؤمن نوشته می‌شود، دوستی امیرالمؤمنین(ع) است؛ و این علامت طیب ولادت،[5] و حسن باطن، و صحّت عقیدۀ انسان است، و ایمان به همین خلاصه می‌شود که انسان حبّ علی بن ابی‌طالب و ائمّه معصومین(ع)، و مخصوصاً در این زمان ولایت حضرت ولیّ عصر(عج) را داشته باشد.

 

[1]. دیدار گروهی از پاسداران مرکز آموزش عقیدتی نیروی زمینی سپاه با حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی‌مدظله‌العالی در تاریخ 19 آبان 1387.

[2]. صف، ٤. «خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او پیکار می‌کنند، گویی بنایی آهنین‌اند».

[3]. صفار، بصائر الدرجات، ص58 – 60؛ فرات کوفی، تفسیر، ص219 – 220؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج1، ص406 – 409.

[4]. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج٤، ص٤١٠؛ ابن‌مغازلی، مناقب علی بن ابی‌طالب(ع)، ص198؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج5، ص230؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج2، ص3؛ ج2، ص230، 290، 400؛ ابن‌بطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ص370؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج2، ص182؛ مجلسی، بحار الانوار، ج39، ص284، 305؛ قندوزی، ینابیع المودّه؛ ج1، ص272، 375ـ376.

[5]. جزری، اسنی المطالب، ص57 – 58؛ امینی، الغدیر، ج3، ص26؛ ج4، ص322.

نويسنده: