وریز وجوهات
دسته بزرگ عزای فاطمی علیهاالسلام السّلام علیک أیّتها الصّدیقة ‌الشّهیدة به‌مناسبت ایّام شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها، مراسم عزاداری با حضور علماء، فضلا، هیئات مذهبی و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام در دفتر...
جمعه: 4/اسف/1396 (الجمعة: 7/جمادى الآخر/1439)

 روایات درباره مصحف حضرت فاطمه(علیهاالسلام) و محتوای آن

س. کلينی در کتاب کافی از جعفر بن‌ محمد روايت مى‌کند که به ابی‌بصير گفت: «مصحف فاطمه پيش ماست، مردم چه مى‌دانند مصحف فاطمه چيست؟... مصحفى است سه‌برابر قرآنى كه در دست شماست، به خدا حتى يك حرف قرآن هم در آن نيست».

آيا پيامبر‌(ص)  و اصحاب او قرآن فاطمه را می‌دانستند و از آن خبر داشتند؟ اگر پيامبر‌(ص)  از آن خبر نداشت چگونه اهل‌بيت از آن باخبر بودند؟

ج. در بين اخبار و احاديث، مخصوصاً احاديثي که محدّثان اهل‌سنّت نقل کرده‌‌اند، رواياتي که متن و مضمون آنها غرابت داشته باشد و مورد استبعاد و استيضاح قرار بگيرد بسيار است.

وقتي بخاري صاحب کتاب به‌اصطلاح صحيح، در بين ششصدهزار حديث مقدار کمي را انتخاب کرده باشد[1]، در اين تعداد کثير حتماً همه‌گونه حديث وجود دارد که نمي‌توان و نبايد آنها را به‌حساب اسلام محسوب نمود.

ابن‌عقده يکي از حافظان حديث مي‌گويد: يکصدهزار حديث مسند حفظ دارم و سيصد‌هزار احاديث ديگر هم نقل مي‌کنم.[2] با‌اين‌وجود در همين صحاح، مسانيد و

 

جوامع روايی، مضمون نامقبول وجود دارد و احاديث شيعه هم در حدّ نادر از رواياتي که غرائب داشته باشند منزّه نمانده است.

ازطرفي، صرف غرابت متن هم موجب ردّ روايت نمي‌شود، ولي در اصل و اساس، هميشه بنا بر عملِ به محکمات روايات است و در مقام تعريف از مذهب و عقيده، بايد اصول اصلي را ميزان قرار داد و اگر کسي در آنها حرفي دارد ابراز کند.

اصول و اساسي که شيعه با آن ممتاز از فِرَق ديگر است، اصولي است که آيات يا احاديث معتبر، صحيح و بلکه متواتر بر آن دلالت صريح دارد؛ آيات قرآن و سوره هل أتي و آيه (المَوَدَّة في القُرْبى([3] و (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا)[4] و آيه تبليغ (بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك‏)[5] و آيات بسيار و احاديث متواتر ثقلين با آن تأکيد «مَا إنْ تَمَسَّکْتُم بِهِما لَنْ تَضِلُّوا أبَداً»[6] و همچنين «لاتُعَلِّمُوهُم فَإنَّهُم أعْلَمُ مِنْکُم»[7] و اعلام رسمی غدیر و احاديث ديگر است.

همچنين، بايد متذکّر بود که صرف غرابت متن و استبعاد، مشکل‌ساز نيست وگرنه منکران اسلام و قرآن هم مي‌توانند اعجازهايي که در قرآن از انبيا مذکور است را مورد انتقاد قرار دهند؛ انقلاب عصا به ثعبان،[8] يا بيرون‌آمدن ناقه از کوه[9] را آن کسي

 

که ايمان به خدا ندارد انکار مي‌کند، امّا انکار او، حقيقت و واقعيت را تغيير نمي‌دهد.

شما و هر مسلماني که به قرآن اعتقاد دارد اين که براي حضرت سليمان‌(علیه‌السلام)  آن همه مقامات باشد و شياطين براي او بنا و غواص باشند، را قبول داريد. پس چرا استبعاد مي‌کنيد که براي شخص پيغمبر‌(ص)  و برگزيدگان از اهل بيتش هم، مقامات خاصه از طرف خداوند متعال باشد؟ اگر شخص، ايمان به عالم غيب و قدرت مطلقه الهيه داشته باشد، اعطای مقامات و علوم خاصه را به آنها استبعاد نخواهد نمود، که همه تحت قدرت خدا قرار دارد، واللهُ هُوَ القادرُ المتَعالُ.

 

 

[1]. خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج2، ص9؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج52، ص72؛ مزي، تهذيب‌الکمال، ج24، ص442؛ ذهبی، سیر أعلام‌النبلاء، ج12، ص402؛ همو، تاريخ‌الاسلام، ج19، ص249.

[2]. خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج5، ص220؛ ذهبی، سير أعلام‌النبلاء، ج15، ص346 - 347.

[3]. شوری، 23.

[4]. مائده، 55؛ «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند».

[5]. مائده، 67؛ «اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به‌طور كامل (به مردم) برسان!».

[6]. احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص59؛ ترمذي، سنن، ج5، ص328 - 329؛ طبرانی، المعجم‌الکبیر، ج3، ص65 - 67؛ «تا چندی که به این دو (قرآن و عترت) چنگ بزنید گمراه نخواهید شد».

[7]. هیتمی، الصواعق‌المحرقه، ص226 – 227 (باب وصایای پیامبر) و دیگر مصادر اهل‌سنّت مانند: طبرانی، المعجم‌الکبیر، ج3، ص66؛ ج5، ص167؛ هیثمی، مجمع‌الزوائد، ج9، ص164؛ «به آنها چیزی نیاموزید به یقین آنها از شما داناترند».

[8]. اعراف، 107؛ طه، 20؛ شعراء، 32.

[9]. اعراف، 73؛ هود، 64؛ شعراء 155؛ شمس، 13.

نويسنده: