وریز وجوهات
▪️العلماء باقون ما بقی الدهر ▪️   از ماتم ارتحال شخصیتی بزرگ، فقیهی عالیقدر و مرجعی ولایی، که در خدمت به اسلام و تلاش در اعلای کلمه دین و امر به معروف و نهی از منکر و در یک کلمه‌ی جامع، نوکری خالص به آقایش حضرت بقیة مولانا المهدی ارواح...
شنبه: 29/مهر/1396 (السبت: 30/محرم/1439)

 اختلاف در مسائل فقهی

 س. تقريباً هيچ مسئله فقهى نيست مگر آنکه از امام‌صادق در مورد آن دو قول نقل مى‌شود که اغلب باهم متناقض‌اند.

وقتى از علماى شيعه می‌پرسند که راه بيرون‌رفتن از اين تناقض چيست؟ می‌گویند: مجتهد در ميان اين اقوال اجتهاد می‌کند و يکى را ترجيح می‌دهد و اقوال ديگر را تقيّه می‌شمارد!

ج. در احاديث و روايات؛ چه روايات اهل‌سنّت باشد و چه روايات شيعه، روايات ضعيف‌السند يا ضعيف‌المتن وجود دارد.

شما اگر انصاف داريد، وقتي بخاري کتابش را - که صحيح مي‌گوييد - از ميان ششصدهزار حديث انتخاب کرده باشد[1]، نسبت به اين مقدار چه گمان مي‌بريد؟ از اين نقاط ضعف که شما در روايات شيعه برشمرديد، در آنها به اضعاف مضاعف هست. در همين صحاح و مسانيد هم احاديث متعارض فراوان است.

به‌علاوه، در روايات، عموم و خصوص، مطلق و مقيّد و کلماتي که محتمل معاني متضاد باشد يا به عوارض بسيار، مثل تقطيع يا عدم اهتمام در ضبط و نقل به معنا و استعمال مجازات و استعاره و سایر جهات بسيار است که تشخيص کامل وضع حديث، مهارت فوق‌العاده در فنّ حديث مي‌خواهد.

 

چه‌بسا احاديثي که فرد غيرمتخصص در فنّ حديث‌شناسي آنها را باهم معارض گمان مي‌کند، درحالي‌که متخصّص فن، کمال موافقت را بين آنها مي‌بيند.

تقيّه هم يکي از جهاتي است كه گاه مانع از صراحت در بيان حق شده است، ولي آن بهانه براي رفع اشکال نيست. در هرکجا حديثي حمل بر تقيّه شود، بر اساس قراين کامل و ملاحظه جوّ صدور روايت مي‌باشد.

شيعه به‌قدري به اين مسئله و بيان اينکه در احاديث معلوم‌الصدور از پيغمبر اعظم‌(ص)  و ائمه طاهرين‌(علیهم‌السلام)  تهافت و تعارض واقعي وجود ندارد، اهميت مي‌دهد که مثل شيخ طوسي - آن متخصّص بزرگ فن احاديث و آن فقيه استاد فقها از شيعه و سنّت - کتاب بزرگي دارد به نام الاستبصار.[2]

فقه شيعه هم از حيث مصادر و هم استحکام اسناد و هم دلالت متون و الفاظ، در کمال تحقيق است.

مجتهدين شيعه بر اساس عرفيات صحيح، روايات را بررسي مي‌نمايند. گاه از صيغة امر استظهار استحباب مي‌شود که به‌واسطه قراین استکشاف مي‌شود و گاه وجوب استفاده مي‌شود و در صِيَغ نهي هم همين است؛ يا کراهت و يا حرمت استفاده مي‌شود.

از شما تعجّب است که اختلاف مذاهب چهارگانه خودتان را با‌هم در داخل هم فراموش مي‌کنيد و به شيعه كه همه تعارض‌هاي متوهّم را بر اساس عرف پاسخ مي‌دهد اشکال مي‌نماييد؟

 


[1]. خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج2، ص9؛ ابن‌عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج52، ص72؛ مزي، تهذيب‌الکمال، ج24، ص442؛ ذهبی، سیر أعلام‌النبلاء، ج12، ص402؛ همو، تاريخ‌الاسلام، ج19، ص249.

[2]. ر.ک: طوسی، الاستبصار.

موضوع: 
نويسنده: