وریز وجوهات
بسم اللّه الرحمن الرحيم قال اللّه الحکيم في کتابه الکریم: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى تکريم و تجلیل از اهل البيت عليهم السلام و امامزادگان واجب التعظيم، بنابر حديث شريف ثقلين که مقبول فريقين می...
جمعه: 27 / 05 / 1396 ( )

دیدگاه سلمان، عمّار و مالک اشتر نسبت به خلفا

س. به‌اتّفاق همه ثابت است که سلمان فارسى در زمان خلافت عمر، فرماندار مدائن و عمّار، فرماندار کوفه بوده است. شيعه مى‌گويند كه اين دو نفر از شيعيان على بوده‌اند. پس اگر از ديدگاه آنها عمر مرتدّ ‌بود، چرا آنها در زمان او پُست فرماندارى را قبول کردند و مالک اشتر هم مى‌گويد: إنّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعالى بَعَثَ فيكُمْ رَسُولَه مُحَمَّداً بشيراً ونذيراً ... ثُمَّ اسْتَخْلَفَ عَلَى النَّاسِ أبابَكْر فَسارَ بِسيرَتِهِ واسْتَنَّ بِسُنَّتِه، وَاسْتخْلَفَ أبوبكر عُمَر فاسْتَنَّ بِمِثل تِلْكَ السُّنَّة؛ ابوبکر خليفه پيامبرŒ شد و او به شيوه پيامبرŒ رفتار کرد و بعد از ابوبکر، عمر به خلافت رسيد و او نيز به شيوه ابوبکر رفتار کرد. چگونه است كه مالک اشتر ابوبکر و عمر را مى‌ستايد؟

ج. سيره اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام) ، سيره‌اي الهي و صددرصد در راستاي حفظ مصالح اسلام و مسلمين بود. اين اشخاص هم به همان سيره مولا و امام خود عمل مي‌کردند و با حضور خود در اين مواضع و جوامع، اسلام را ياري مي‌نمودند.

عمر، ابوبکر، عمرو و زيد نزد آنها مطرح نبود. براي آنها، اسلام، قرآن، جهاد و دفع کفّار مطرح بود. درعين‌حال آنها براي فرمانداري اين شهرها از امام‌(علیه‌السلام)  هم مأذون بودند.

در ارتباط با اين مسائل، فهم و رشد ديني و شعور سياسي لازم است نه اين موضع‌گيري‌هاي جاهلانه و تفرقه‌انگيز!

 

در مورد قول مالک اشتر، اين جمله دوپهلو است. ضمير «بِسيرَتِهِ» راجع به سيره خود ابوبکر است نه سيره پيامبر‌(ص)  که عمر هم به قول و سيره او عمل کرد؛ سيره‌اي که در شورا به اميرالمؤمنين‌(علیه‌السلام)  عرضه شد و اميرالمؤمنين که نفس پيامبر‌(ص)  بود،[1] از قبول آن امتناع ورزيد.

 

 

[1]. آل عمران، 61؛ فرات کوفي، تفسير، ص86؛ طبرسي، مجمع‌البيان، ج2، ص764؛ فخر رازي، التفسير‌الکبير، ج8، ص86؛ حويزي، نورالثقلين، ج1، ص348 – 349.

موضوع: 
نويسنده: